انتشار تصویری آرشیوی از دوران دانشجویی الکس کارپ در کتاب پژوهشی «دره مرگ» (Valley of Death) نوشته شارون وینبرگر، توجه محافل فناوری و ژئوپلیتیک را به مسیر تحول فکری یکی از پرنفوذترین چهرههای صنایع دفاعی آمریکا جلب کرده است. این عکس که به سالنامه سال ۱۹۸۹ کالج هاورفورد پنسیلوانیا تعلق دارد، کارپ جوان را با سبیل و چفیه فلسطینی بر گردن نشان میدهد؛ دورانی که او به عنوان یک فعال دانشجویی ضدتبعیض و متمایل به جریانهای رادیکال چپ در تجمعات دانشگاهی حضور مییافت. این تصویر در تضاد نمادین با جایگاه کنونی او به عنوان مدیرعامل پالانتیر قرار دارد؛ شرکتی که موتور پردازش دادههای اطلاعاتی ارتش آمریکا و نیروهای دفاعی اسرائیل در عملیاتهای رزمی به شمار میرود و کارپ در سالهای اخیر جنگ در خاورمیانه را نبردی بنیادین میان تمدن غرب و دشمنانش توصیف کرده است.
مسیر زیستی و آکادمیک الکس کارپ یکی از نامتعارفترین نمونهها در اکوسیستم رهبران سیلیکونولی است. او پس از فارغالتحصیلی از هاورفورد و هماتاق شدن با پیتر تیل در دانشکده حقوق استنفورد، به آلمان رفت و تحت هدایت یورگن هابرماس، فیلسوف برجسته مکتب فرانکفورت، دکترای نظریه اجتماعی نئوکلاسیک خود را دریافت کرد. با این حال، مواجهه با واقعیتهای ژئوپلیتیک و خطرات متوجه تمدن غرب، کارپ را از آرمانگرایی آکادمیک و چپ انتقادی به سمت رئالیسم سخت و اقتدارگرایی تکنولوژیک سوق داد؛ گذاری که خود او بارها به آن اشاره کرده و تاکید دارد بقای ارزشهای جهان آزاد، مدارا و دموکراسی بدون برتری فناورانه و توان اعمال قدرت سخت غیرممکن است.
کارپ در سالهای اخیر این دگردیسی را نه یک تناقض، بلکه یک ضرورت تمدنی برای حفظ نظم لیبرال دانسته است؛ موضعی که در اظهارات علنی او در مجامع اقتصادی و سیاسی، از جمله پاسخ صریحش مبنی بر اینکه «آیا به شیوه زیست تمدن غرب و برتری آن باور دارید یا خیر؟»، به وضوح نمایان است. تصویر هاورفورد به عنوان برشی تاریخی، شکاف عمیق میان نظریهپردازی چپ دانشگاهی دهههای گذشته و واقعیتهای عریان جنگ اطلاعاتی مدرن را پیش چشم میگذارد؛ جایی که دانشجوی معترض مکتب فرانکفورت دههها بعد به طراح زیرساختهای هوش مصنوعی نظامی و الگوریتمهای رزم شهری پنتاگون بدل شد.
@ACCELERATIONERS
