عنوان سخنرانی:
فروپاشی زمانمندی و گسست در تنآگاهی،
خوانشی بینارشتهای از نوروسایکولوژی حافظه تروماتیک در پرتو پدیدارشناسی بدنمند
دکتر عباس بخشی پور
دانشگاه تبریز-گروه روانشناسی بالینی
سمپوزیوم نوروپسیکولوژی شناختی ایران
۱۵ آبان، ساعت ۱۴ـ۱۴/۲۰ ، ۱۴۰۵
چکیده
مواجهه با حملات نظامی ناگهانی (موشکی، پهپادی و هوایی) در کلانشهرهای متراکم، به عنوان یک محرک استرسزای حاد (Acute Stressor) با ماهیت غافلگیرکننده، نظام عصبی-شناختی بازماندگان را با چالشهای ساختاری مواجه میسازد. برخلاف ترومایِ میدان نبرد کلاسیک، این نوع مواجهه، حریمِ «خانه» و «محل زیست» را به کانون تهدید بدل می کند و ساختارهای بنیادیِ «ایمنانگاریِ مکانی» را در هم میشکند. هدف، تحلیلِ نظاممندِ فرآیندهای نوروسایکولوژیکِ حاکم بر حافظه تروماتیک و تبیینِ پدیدارشناختیِ اختلال در زمانمندی و تنآگاهی در جمعیتهای آسیبدیده از جنگ شهری است. این تحلیل با تلفیق مدلهای نوروبیولوژیکِ (نوروسایکولوژیِ شناختی) و رویکردهای پدیدارشناختی (ادراک بدنمند)، مکانیسمهای شکست در یکپارچگی مغزی را بررسی میکند. محورهای اصلی بحث عبارتند از: ۱) دینامیک مدارهای عصبی: اختلال در بازداری «بالا به پایین» (Top-Down) ناشی از مهار قشر پیشپیشانی میانی (mPFC) و بیشفعالی پایدار هسته قاعدهای-جانبی آمیگدال (BLA) تحتِ هجوم کاتکولآمینرژیک. ۲) شکست رمزگردانی زمانی: اختلال در عملکرد هیپوکامپ (محور CA1-CA3) که به ناتوانی در «بافتاربندی زمانی» (Contextualization) و انجماد تجربه در «اکنونِ دائمی» منجر میگردد. ۳) پاتوفیزیولوژیِ تنآگاهی (Interoception): نقشِ محوری قشر اینسولا (Insula) در تنظیمِ دوگانه «بیشبرانگیختگی» و «گسست تجزیهای»، و چگونگی تحریف سیگنالهای احشایی در این فرآیند. تروما در این بافتار، نه یک خاطره، بلکه یک «اختلالِ سیستمیک در زمانمندی» است. بازماندگان به دلیل شکست هیپوکامپال، قادر به جداسازیِ «واقعه گذشته» از «واقعیت حال» نیستند. فلاشبکها در این چارچوب، بازفعالسازیِ سنسوریِ سابکورتیکال هستند که بیمار را بیواسطه در لحظه اصابت قرار میدهند. همچنین، اختلالِ اینسولار به نوعی «بیگانگی از کالبد» یا «اضطراب سوماتیکِ مزمن» منجر میشود که در آن، بدنِ خودِ فرد به عنوان یک «ماشین هشدارِ ناامن» تجربه میگردد. این تحلیل بر ضرورت عبور از مدلهای صرفاً شناختی (CBT کلاسیک) و اتخاذ یک رویکرد «سلسلهمراتب نوروسوماتیک» تأکید دارد. پروتکل درمانی پیشنهادی شامل سه فاز است: ۱) تثبیت پایین به بالا (Bottom-Up): مداخلات حسعمقی و تنظیمی برای بازگشت ثبات به قشر اینسولا. ۲) بافتاربندی زمانی (Top-Down): استفاده از تکنیکهای بازسازی روایی برای فعالسازی مجدد هیپوکامپ و برچسبگذاریِ زمانیِ خاطرات. ۳) بازسازیِ بیناسوژه ای: احیای شبکههای اجتماعی برای بازگشاییِ افقهای زمانی آینده و درمانِ انزوای تروماتیک.
کلمات کلیدی: ترومای جنگی شهری، نوروسایکولوژی حافظه، هیپوکامپ و آمیگدال، پدیدارشناسی زمان، قشر اینسولا، تنآگاهی، مداخله عصب-پدیدارشناختی.










