آبــان: post #523 — TG.ME

پیاده‌روی با تو خیلی کیف میده. غریبه‌ها بهمون لبخند می‌زنن، ماشین‌ها برامون می‌ایستن، پیرزن‌ها نکات ایمنی رو متذکر میشن؛ مثل اینکه صورتت نباید آفتاب بخوره و بچه‌ها مثل آهن‌ربا دنبالمون راه می‌افتن. تو مثل مامان بابات حسابی ددری بودی و عصرها تو خونه بند نمیشدی. همین میشد که من آغوشیو می‌بستم به کمرمو شروع می‌کردم به محله‌گردی. یه بار توی پیاده‌رو پشت سر یه آقای مسن گیرافتاده بودیمو مجبور بودیم آروم‌تر حرکت کنیم. من چندبار وسوسه شدم ازش سبقت بگیرم ولی دیدم تو محو تماشای راه رفتنشی، محو عصا و کلاهی که سرش بود. بعد به خودم گفتم آسمون به زمین نمیاد یه وقت‌هایی هم صبر کنی. سه‌تا نسل پشت سرهم قطار شده بودیم. وقتی آقا متوجه حضورمون پشت سرش شد خندید و گفت: شما هم مثل من توی راه رفتن احتیاط کنید. من لبخند زدمو بهش گفتم چشم. این روزها از این چشم‌ها زیاد میگم. #مهشادصدرعاملی @abaanmag 🍂

❤28👏4🕊3
June 19, 2026 1.3K 8