آبــان: post #516 — TG.ME

خونه بوی عطر تمیزی میده. پاهامو روی میز جلوم دراز می‌کنم و از ته دلم میگم آآآخیش! میم بهم زنگ میزنه و‌میپرسه: ذهنت آروم شد؟ و من به این فکر می‌کنم که از کی ذهنم با این چیزا آروم میشه. از کی دیدن سینک تمیز، یخچال فریزر مرتب، و آینه‌های بدون لک بهم حس آرامش میدن؟ از کی یاد گرفتم توی سفرها روبالشی و روکش تشک خودمو ببرم. از کی توی ذهنم به خونه‌هایی که میرم مهمونی امتیاز نظافت میدم؟ از وقتی زن شدم؟ مگه من همون دختری نبودم که پای برهنه توی هر ویلایی میرفت، از هر لیوانی که جلوی دستش بود آب میخورد و براش مهم نبود چند نفر قبل از اون به میله‌ی اتوبوس دست زدن. دخترها از کی یاد میگرین مثل یه زن به جزئیات این زندگی فکر کنند؟ نمی‌دونم. درمورد خودم لااقل می‌تونم بگم تغییرات اینقدر آروم اتفاق می‌افته که حتی متوجهش هم نمیشی. یک‌دفعه به خودت میای و می‌بینی یه زن در آستانه‌ی سی‌سالگی هستی. زنی که گاهی فقط فرش‌های جارو خورده، سینک تمیز و بوی لباس‌های‌ شسته شده ذهنشو آروم می‌کنه. و در کمال ناباوری انگار دیگه این زن برات غریبه نیست. . #مهشادصدرعاملی @abaanmag 🍂

👏22❤18👍8😭4
January 4, 2026 2K 19