چهبسا باید خاطرنشان شد که در چنین موقعیتی که آنرا وضعیت استثنایی مینامیم، انقلاب (چه درست و چه غلط) ایجاب خواهد شد.
در وضعیت استثنایی پایدار انقلاب نتیجه ناتوانی ساختاری حکومت برای بازگشت به حالت همسطحیست؛ یعنی شرایطی که دولتی که در مردم حس تحقیر و بیعدالتی را برمیانگیزاند نه قابلیت انعطافپذیری را درخود جای داده و نه بیتفاوتی و علی السویگی با آنچه پیشتر مشروع بود.
درچنین زمانیست که دگردیسی واداشته میشود و جنبش های مردمی بهپا میخیزند. پس چنین پرسشهایی بنظر اکنون بیفایده باشند.
[بهعنوان مثال] در سوریه نیز نباید اینطور گماشته شود که جریان یکطرفه بوده است. افرادی همچون یاسین الحاج الصالح، بُرهان غَلیون، میشل کیلو و... همواره از آیندهی مصیبتبار سوریه درصورت وقوع انقلاب هراس داشتند، اما جریان غالبی که موقعیت اقتضا میکند [تقریبا] بهطور جبرگرایانه انقلاب را امری محتوم میسازد.




