🖌 یادداشت همکار (امضاء محفوظ)
در مراسم تجلیل از سرآمدان آموزشی در 24 تیر ماه سخنانی از زبان معاون محترم آموزشی دانشگاه در سایت دانشگاه نقل شده است که جای نقد و تأمل دارد. فرمودهاند:
برای رسیدن به دانشگاههای نسل چهارم باید برنامهریزی کرد. دانشگاه نسل چهارم باید در راستای اجرای مسئولیت اجتماعی باشد و این دانشگاهها به طور فعال در حل مسائل اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی جوامع خود مشارکت میکنند. دانشگاههای نسل چهارم از فناوریهای نوین برای ارتقای کیفیت آموزش و پژوهش و همچنین تسهیل تعامل با جامعه استفاده میکنند.
🟢 شکی نیست که دانشگاهها یکی از مهمترین نهادهای شکل دهنده جهان مدرن هستند. کارکرد، هدف، نقش، خروجی، روش کار، جهت گیری، نحوه مدیریت و روش تامین مالی دانشگاه نیز در طول قرنها دستخوش تغییرات فراوانی شده است. تغییر نسل دانشگاهها از نسل یک به چهار یا پنج، متناسب با تغییرات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جوامع بوده و به صورت گسترده هم بر جوامع انسانی اثر گذاشته است.
🟢 در این بین، یکی از ویژگیهای کلیدی دانشگاههای نسل سوم و چهارم ساختار مدیریتی و نحوه انتخاب مدیران آنهاست. برخلاف دانشگاههای نسل اول و دوم طی قرنهای پیشین که عموماً یک استاد برجسته، مدیریت دانشگاه را به صورت ادواری به عهده میگرفت، دانشگاههای نسل سوم را مدیران مجرب و حرفهای آشنا به علم مدیریت و بطور ویژه آشنا به مدیریت آموزش عالی اداره میکنند. در واقع مدیریت دانشگاه صرفا مدیریت علمی-پژوهشی نیست و سهم مهارت اقتصادی-مدیریتی در موفقیت دانشگاه به مراتب بیشتر است.
🔴 اما متأسفانه در بازار مدیران دولتی آموزش عالی ایران که ارزانترین کالایش حرف پشت تریبون است، صحبت از دانشگاههای نسل سوم و چهارم و حتی پنجم در کمال هیجان و ذوقزدگی عین نقل و نبات نذری زیاد و زیادی شنیده میشود. جالب است بدانید اساس مفهوم دانشگاه نسل چهارم و این که اصولاً نیازی به چنین امری باشد، محل تردید جدی است. با این وجود در ایران میشنویم که دنیا به سمت دانشگاههای نسل چهارم رفته است و ما هنوز اندر خم کوچه دانشگاه نسل سوم هستیم. بی خبر از اینکه دانشگاههای ایرانی را در بهترین حالت میتوان جزو نسل دو به حساب آورد. این سراسیمگی برای رسیدن به چیزی که وجود خارجی آن محل تردید است، بسیار جای تعجب دارد. این استفاده خودسرانه و قشری از مفاهیم نه تنها در ادبیات بینالمللی جایی ندارد که با اندکی تأمل و تدقیق نیز تهی بودن آنها نمایان میشود.
جهانیان میداند که دانشگاههای نسل سوم میتوانند فعالانه محیط اقتصادی خود را شکل دهند. مثلاً دانشگاهی مانند کمبریج منطقه قبلاً فقیرنشین کمریجشایر را به یک قطب اقتصادی در انگلیس یا دانشگاهی مانند استنفورد دره سیلیکون را به قلب تحولات دیجیتال دنیا تبدیل کرده است. آقای دکتر صادقی، به نظرتان این دانشگاهها با این جایگاه ممتاز در نسل چند قرار میگیرند؟
با نگاهی به ویژگیهای دانشگاههای نسل سوم میتوان گفت که هنوز هیچ دانشگاه ایرانی را نمیتوان یک دانشگاه نسل سوم دانست. استقلال تام از بودجه های دولتی، مدیریت حرفه ای، نوع ارتباطات با جهان پیرامون و تدریس و پژوهش به زبان انگلیسی مهمترین نقاط افتراق دانشگاههای فعلی ما با دانشگاههای نسل سوم است و اینها چیزی نیستند که به این آسانی و به این زودی درست شوند.
🔴 حالا چند سؤال از خدمت شما و دیگر مدیرانی که در پشت تریبونهای سهلالوصول دانشگاه کردستان از این حرفهای دهن پرکن میزنند بپرسم.
❓دانشگاه کردستان را میتوان نسل چند به حساب آورد و معیار این دستهبندی چیست؟ آیا امکان متحول کردن دانشگاه کردستان به یک دانشگاه نسل چهارم وجود دارد؟ در چه افق زمانی؟ با چه امکانات و منابعی؟ تحت چه شرایطی؟
❓اگر دانشگاه کردستان را نسل سوم به حساب میاورید که قرار است در چشمانداز مورد نظر جنابعالی به نسل چهار ارتقاء یابد، آیا الزامات ساختار مدیریتی و اداره حرفهای آن را میپذیرید؟ آیا متصدیان کنونی پست ریاست دانشگاه یا معاونت آموزشی، پژوهشی، اداری و مالی و ... متناسب با استانداردها و روشهای مرسوم دانشگاههای نسل سوم یا چهارم این پستها را در اختیار گرفتهاند؟
❓آیا قبول دارید مدیران دانشگاه ما گاهی حرفهای زیاد میزنند بدون آنکه بدانند دربارهی چه صحبت میکنند. آیا قبول دارید در کنار قافیه سخن، معنا هم اهمیت دارد؟ آیا قبول دارید مدیران دانشگاه ما حرفهای ظاهرا قشنگ اما کاملا بی محتوی و سطحی و غیرعلمی و غیر عملی و خلاصه چون تریبون مفت است با کمال شرمندگی زیادی حرف بی سر و ته میزنند؟