در این روزها جمله ای را بارها از مراجعان شنیده ام: «نمی توانم آرام باشم.» بیشتر آنها تصور می کنند این یعنی ضعیف شده اند، در حالی که آنچه تجربه می کنند، واکنشی طبیعی از یک سیستم عصبی سالم در برابر شرایطی غیرطبیعی است. انسان برای زندگی در وضعیت هشدار دائمی طراحی نشده است. وقتی هر چند دقیقه خبرها را بررسی می کنیم، با هر تماس تلفنی نگران عزیزانمان می شویم و هر شب با ذهنی پر از احتمال های نگران کننده به خواب می رویم، سیستم عصبی ما فرصت خروج از حالت آماده باش را پیدا نمی کند. بعد از مدتی، دیگر فقط از خبرها خسته نیستیم؛ از تلاش بی وقفه بدن برای محافظت از ما خسته شده ایم. در چنین شرایطی، شاید بزرگ ترین اشتباه این باشد که از خودمان انتظار آرامش کامل داشته باشیم. آرامش کامل همیشه به شرایط بیرونی وابسته است و در روزهای بحران ممکن است مدت ها به دست نیاید. آنچه امروز بیشتر از هر چیز به آن نیاز داریم، ساختن تجربه های کوچک امنیت است. امنیتی که از یک فنجان چای، شنیدن صدای یک دوست، خواندن چند صفحه کتاب، قدم زدن، دعا کردن، شعر خواندن یا حتی چند دقیقه فاصله گرفتن از تلفن همراه آغاز می شود. این لحظه های کوچک، پیام مهمی به سیستم عصبی می دهند: «در همین لحظه، امن هستی.» ما نمی توانیم همیشه شرایط بیرون را تغییر دهیم، اما می توانیم به بدن خود فرصت بدهیم برای چند دقیقه از حالت هشدار خارج شود. گاهی همین چند دقیقه، تفاوت میان فرسودگی و تاب آوری را رقم می زند. شاید مراقبت از روان در چنین روزهایی، به معنای فرار از واقعیت نباشد؛ بلکه یعنی ساختن جزیره های کوچک امنیت، تا بتوانیم دوباره با توان بیشتری به همان واقعیت بازگردیم. #ایمان_ابریشمچی
35
6