✅منطق مارالاگو
گویی منطق اقتصادی وارونه شده است! موضع امروز آمریکا این است که نقش دلار به عنوان ارز ذخیره جهانی و تقاضای ناشی از آن از سوی خارجیها منجر به «افزایش بیش از حد ارزش آن» شده است که تولیدکنندگان آمریکایی را غیررقابتی کرده و باعث شده اقتصاد توخالی و غیرصنعتی شود. بنابراین، نسخه؛ کاهش ارزش دلار برای اصلاح این عدم تعادل است. (صرف نظر از نرخ مصرف بالا و پس انداز بسیار پایین مردم آمریکا!)
یک تناقض آشکار در این استدلال وجود دارد. جایگاه دلار به عنوان ارز ذخیره همراه با کسری تجاری مداوم و تقاضای بالای جهانی برای آن (از یک طرف) و کاهش نرخ بهره و بازدهی اوراق قرضه ایالات متحده (از سوی دیگر) عملاً منتج به تامین هزینههای بدهی دولت ایالات متحده شده است.
نکته: وقتی نرخ بهره کاهش مییابد، قیمت اوراق قرضه موجود تمایل به افزایش دارد، کوپن آنها ثابت مانده و بازده کاهش مییابد.
کاهش دستکاری شده ارزش دلار، به بازدهی بالاتری برای اوراق قرضه نیاز دارد و این امر، یارانهای را که خارجیها (با تولیدات ارزان برای مصرف کنندگان آمریکایی) در حال حاضر ارائه میدهند، از بین میبرد. با توجه به بدهی ۳۷ تریلیون دلاری دولت ایالات متحده و پیشبینی افزایش ۴ تریلیون دلاری آن، اکنون که «لایحه زیبای بزرگBig Beautiful Bill » تصویب شده است، از دست دادن این یارانه بر هزینههای بدهی میتواند فشار زیادی بر تراز مالی وارد کند.
ایده محوری این لایحه، ساده ولی بسیار رادیکال است:حذف عمده مالیاتهای فدرال از جمله مالیات بر درآمد شخصی و شرکتی و جایگزینی آنها با تعرفههای بسیار سنگین بر تمام کالاهای وارداتی.
👈امید اصلی این است که کاهش مالیات و ایجاد محرکهای مقرراتزدایی در لایحه «زیبای بزرگ» درآمد دولت را به اندازه کافی افزایش دهد تا شکاف بودجه را جبران کند، اگر کاهش ندهد! اما امید، یک استراتژی نیست. چاپ دلار بیشتر برای پولی کردن این شکاف، همانطور که قبلاً انجام میشد، جواب نمیدهد. این واقعیت که بازده اوراق خزانهداری ایالات متحده حتی با وجود کاهش ارزش دلار افزایش یافته است، نشان میدهد که سرمایهگذاران، به ویژه خارجیها، حاضر به ادامه یارانه دادن به مصرفکنندگان آمریکایی نیستند.
👈به موازات تلاشها برای کاهش ارزش دلار، تلاشهایی برای وادار کردن فدرال رزرو به کاهش نرخ بهره صورت گرفته است. تصور بر این است که محیط نرخ بهره پایینتر، به ویژه برای هرگونه آشفتگی ناشی از تعرفه، باید سازگارتر باشد. با این حال، این واقعیت که تعرفهها قیمتهای داخلی واردات را افزایش میدهند و در عین حال به تولیدکنندگان داخلی نیز اجازه میدهند قیمتهای خود را افزایش دهند، به معنای فشارهای تورمی اجتنابناپذیر است. بنابراین، مقاومت منطقی فدرال رزرو تاکنون در برابر کاهش نرخها بوده است. تلاش برای سرکوب نرخ بهره در مواجهه با تورم میتواند کشنده باشد.
August 31, 2025 1.2K 3