من هم شریفی بودم، آن‌ سال‌های دور» #در_حاشیه #کوروش_علیانی ورودی ۶۸… — رستاخیز — TG.ME

«من هم شریفی بودم، آن‌ سال‌های دور»

#در_حاشیه
#کوروش_علیانی
ورودی ۶۸ ریاضی، نویسنده و از هسته اول روزنامه در ۲۵ بهمن سال ۷۹

▫️ مهم نیست توی این ماجراها کدام سمت هستی. به هر حال دانشجو هستی و دانشجو تا حدی حق دارد که خطا کند. چرا؟ مگر دانشگاه جای درس خواندن نیست؟ دانشگاه جای درس خواندن هست، اما علاوه بر آن جای خطا کردن هم هست. باید آن‌جا خطاهایتان را بکنید که بعد وقتی کاری را به دست گرفتید خطاهای ابتدایی و قابل پیش‌گیری نکنید. وقتی من دانشجو بودم شریف خیلی کوچک و کم جمعیت بود. با رییس شریف دعوامان شده بود. می‌گفت گروه دانشجویی لازم نداریم. دانشجو باید درس بخواند و تمام. ما می‌گفتیم دانشجو باید گروه تئاتر و گروه فیلم و نشریه داشته باشد. نه این که فقط درس بخواند.

▫️ کم‌کم بعضی سازش کردند، بعضی خواهش کردند، بعضی فکر اسباب آسایش کردند. هزار حاشیه و داستان پیدا شد. اختلاف بر سر حقوق صنفی کم‌کم سیاسی شد. همه چیز قاطی شد.
مسجد همین‌جا بود که هست، اما هنوز کامل نشده بود. تمام دیوارهای جنوب حیاط داربست داشت. رفتیم توی مسجد تجمع کردیم. حراست آمد. دوربین آوردند و از چهره‌هامان فیلم گرفتند. وضع عجیبی بود. آن که فریاد زد و حراست را تهدید کرد و بیش از همه داغ و تند بود و مدافع شدید و غیر قابل کنترل نظام بود، الان مهاجرت کرده و دنبال انقلاب علیه نظام است.

▫️ آن که آن روز اصلاح‌طلب بود، امروز از نظر خیلی‌ها ارزشی است. از نظر خودش انقلابی و مدافع محور مقاومت است. احتمالا آن روز به هر کدام از آن دو نفر که در اتحاد استراتژیک با هم بودند و هر کدام سعی می‌کردند آن دیگری را کنترل کنند، وضع امروزشان را می‌گفتی از خنده روی زمین می‌افتادند. اما کار روزگار چنین است. آدم‌ها در دوران دانشجویی و در دانشگاه خطا می‌کنند تا بعد آن خطا را تکرار نکنند. به من مربوط نیست که معترض هستی، برانداز هستی، ارزشی هستی، مدافع هستی، هر چه هستی، من می‌خواهم یک وظیفه‌ی دیگر دانشجو و خصوصا دانشجوی دانشگاه شریف را برایت بگویم. وظیفه‌ی توانا شدن در حل مسأله.

▫️ ببین! مردم غمگین می‌شوند، شاد می‌شوند، خشمگین می‌شوند، آسوده می‌شوند، مدام در معرض هورمون‌ها و لگدکوب مدارهای عصبی هستند. من و تو هم همین‌طور. اما من و تو درس می‌خوانیم تا یاد بگیریم چه‌طور بدون این که این وضع طبیعی و زیستی خودمان را سرکوب کنیم، ازش استفاده کنیم و به حل مسئله برسیم.
چه‌طور تمام آن عواطف را پلی کنیم به دیدن مساله، ثبت جزئیات آن، یافتن راه حل‌هایی برای آن، مدل کردن هر راه حل، آزمایش کردن آن در فضایی غیر اجرایی، و یافتن راه حل بهینه از میان تمام راه حل‌ها.

▫️ ما وظیفه داریم در حالی که خشم و شادی و آرامش و اندوه داریم، قربانی آن‌ها نشویم، بلکه از آن‌ها به خوبی بهره‌برداری کنیم. و به حل مسأله برسیم.
و خب تو بارها مساله حل کرده‌ای، می‌دانی حل مسأله چه جوری است. حل مساله در سه ثانیه ممکن نیست، حل مساله یک برنامه‌ریزی استراتژیک است. در سه ثانیه می‌شود فحش داد، سنگ زد، سنگ خورد، خون به سر و صورت مالید، چاقو کشید، چاقو را از دست حریف قاپید، پرچم هوا کرد، شعار داد، و کارهایی از این دست.

▫️ اما برای رسیدن به یک سوخت نوین، یک موتور بهتر، یک روش جدید پردازش داده، یک واکسن برای یک پندمی، طراحی راه گذار از تورم، در سه ثانیه نمی‌شود کاری کرد. این‌ها کار زمان‌بر است. نیاز داری سال‌ها وقت بگذاری.
از سه ثانیه‌ای‌های خودت خوشحال نشو. از سه ثانیه‌ای‌های حریفت احساس باخت نکن. وقتی ما داشتیم توی حیاط مسجد تجمع می‌کردیم و شعار می‌دادیم، آن‌ها که به راه‌های سه ثانیه‌ای فکر نمی‌کردند، در سکوت تلاش می‌کردند، و تمام پیشرفت‌های از آن زمان تا امروز مدیون آن‌ها است. آن‌ها برنده هستند. برنده شدن داستان یک روز و یک هفته و یک ماه نیست. داستان خشونت و عطوفت و هیجان نیست. حاصل برنامه‌ریزی استراتژیک و زندگی معطوف به هدف است.

📸 دقایق پایانی تجمع ملتهب امروز دانشگاه

🆔 @SharifDaily
February 23, 2026 414 5