زخم سقوط وطن هنوز همانقدر تازه است. نه التیام یافته و نه به دردش عادت کردهام. هر صبح، دلم همانگونه تکهتکه میشود… از آن سال به اینسو، دیگر نه از ته دل خندیدهام، نه آرامش یافتهام و نه هیچجا احساس خانهبودن کردهام. زندگی معنا باخته و ذهن خاموش مانده است؛ درست مانند روز سقوط که همهجا سکوت حاکم بود.
زندگی همچون مسافری راهگمکرده، سرگردان و حیران پیش میرود، اما مقصدش معلوم نیست… ای کاش انسان با از دست دادن وطن فقط زمین را از دست میداد؛ وقتی وطن را از دست میدهی، صدا را از دست میدهی، رابطهها را از دست میدهی، انگیزه را از دست میدهی، هویت را از دست میدهی… و باید از نو برای خودت معنا پیدا کنی؛ و برخی شاید این هویت و معنا را هرگز، در تمام عمر، پیدا نکنند.
هر چه بود، وطن برای ما زیبا بود
که ماهی را آبِ دریا شیرین است
— استاد پسرلی
🇦🇫🥀
📸: از بام خانه، کابل، ۲۰۱۸
— شفیقه خپلواک
@TMV_LIBRARY
TMV - HERAT LİSESİ
(KÜTÜPHANE)📚

6August 14, 2026 212 2