از دیکشنری نسل زد شروع کنید
🖋 مهدی حمیدی شفیق
چند روز پیش در اینستاگرام به آهنگی برخوردم که میان جوانترها ترند شده بود؛ آهنگی پر از واژههای تازهای مثل بنفیت، اِکس و سیچویشنشیپ. چند اصطلاح تازه، اما پشت این کلمات انگار جهان دیگری از عشق و صمیمیت و رابطه عاطفی شکل گرفته بود؛ جهانی با دیکشنری عاطفی متفاوت از آنچه نسلهای پیش میشناختند.
چند روز قبلتر، خبری درباره افزایش تجرد قطعی در ایران خوانده بودم. در آن از بیش از ۱۸ میلیون مجرد قطعی بالای ۴۵ سال و بیش از ۲۴ میلیون فرد مجرد در نتیجه طلاق یا فوت همسر سخن گفته شده بود؛ ارقامی نگرانکننده که البته نیازمند بررسی دقیقاند. اما این خبر چه ربطی به آن ترند اینستاگرامی داشت؟ طبعاً نمیتوان از چند کلیپ به نحوهی رفتار یک نسل رسید یا تجرد افراد بالای ۴۵ سال را نتیجه تحولات نسل زد دانست. اما شاید هر دو، از دو سوی متفاوت، نشانه دگرگونی عمیقتری در معنای رابطه، تعهد، ازدواج و حتی خود تجرد باشند.
پارسال برای یک کار دانشگاهی، به توصیه یکی از استادانم سراغ موضوع تجرد بهمثابه سبک زندگی رفتم. یکی از یافتههای جالب، چرخش معنایی تجرد بود. سیاستگذاری رسمی هنوز مجردی را عمدتاً وضعیتی موقت و نامطلوب میبیند که باید با ازدواج پایان یابد. اما برای بخشی از نسلهای جدید، تجرد دیگر لزوماً اتاق انتظاری برای رسیدن به ازدواج نیست؛ میتواند راهی برای حفظ استقلال و متفاوت ساماندادن زندگی و روابط فردی باشد.
رد این تغییر را میشود در همان دیکشنری تازه روابط عاطفی دید: Benefits یا دوستی جنسی بدون تعهد عاشقانه؛ Situationship یا رابطه تعریفنشده؛ Hookup یا رابطه جنسی موردی؛ Cohabitation یا همباشی بدون ازدواج رسمی؛ Open Relationship یا رابطه باز؛ Sugar Dating/Sugar Relationship یا رابطه همراه با حمایت مادی؛ و Non-committed Intimacy یا صمیمیت بدون تعهد بلندمدت.
نسل زد شاید نه آغازگر این تغییر، بلکه آشکارترین ویترین آن باشد. مهمتر از واژهها، نسبت تازه میان عشق، رابطه جنسی، تعهد و ازدواج است. برای بخشی از این نسل، روابط عاطفی فردیتمحورتر و مذاکرهایتر شدهاند؛ انتخاب شخصی، استقلال و رضایت فردی جای بیشتری در رابطه یافتهاند. شاید «ما» دیگر قرار نیست «من» را ببلعد. هر رابطهای قرار نیست به ازدواج برسد و هر صمیمیتی هم وعده زندگی مشترک مادامالعمر نیست.
زنان نیز در مرکز این تغییر ایستادهاند. بخشی از زنان جوان دیگر نمیخواهند هویت بزرگسالیشان فقط با همسرشدن یا مادرشدن تعریف شود و برای خود حق انتخاب، تعریف و پایان رابطه را مطالبه میکنند؛ حقی که در نظم سنتی بیشتر در اختیار مردان بود. زنانگی، مردانگی و نسبت فرد با رابطه و خانواده نیز در حال بازتعریفاند.
فاصله امروز با گذشته نهچندان دور هم قابلتأمل است. در سال ۱۳۹۴ ماهنامه زنان امروز پس از پرداختن به موضوع ازدواج سفید توقیف شد. فاصله آن توقیف با گردش روزمره واژگان روابط غیررسمی در شبکههای اجتماعی امروز، فقط فاصله چند سال نیست؛ فاصله دو جهان و دو شیوه مواجهه با زندگی خصوصی در ایران است.
جالب اینکه این زبان به نسلهای قبل هم سرایت کرده است. گاهی تجربههای قدیمیمان را با واژگان امروز دوباره میفهمیم؛ تازه میفهمیم آن حس قدیمی به یک دختر یا پسر، به زبان امروز یک «کراش» بوده است. انگار که سرعت پخش و نشر این زبان و ادبیات جدید بیشتر از بخشنامههای رسمی و سیاستگذاری دولتی است.
بااینهمه، نباید تجرد امروز ایران را صرفاً محصول انتخاب آزاد دانست. اقتصاد، مسکن، اشتغال و نااطمینانی نسبت به آینده بخش مهمی از ماجرا هستند. تجرد ساختاری با تجرد انتخابی یکی نیست؛ هرچند گاهی هر دو در زندگی یک نفر به هم گره میخورند. من نام این وضعیت به وجود آمده را در مقالهای که نوشتم «تجرد مذاکرهای» گذاشتهام: زیستن میان خواستن و نتوانستن، انتخاب و اجبار، استقلال فردی و محدودیتهای ساختاری.
شاید آنچه زیر پوست جامعه ایران میگذرد، فقط بحران ازدواج نباشد؛ شاید نوعی انقلاب آرام در زندگی خصوصی باشد. انقلابی بیسروصدا در معنای عشق، بدن، صمیمیت، جنسیت و تعهد. در برابر چنین تغییری، بنر و بخشنامه و توصیه به ازدواج و فرزندآوری، بدون شناخت جهان واقعی نسل جدید، به هیچ وجه راهگشا نیست.
اگر سیاستگذاران واقعاً میخواهند این مسئله را حل کنند، بهتر است پیش از نوشتن بخشنامه بعدی این کار را انجام دهند:
دیکشنری نسل زد را باز کنند.
پ.ن : یادداشت من در کانال انجمن جامعهشناسی در این باره را از اینجا بخوانید.
@Sociogram2023
Telegram
انجمن جامعه شناسی ایران | آذربایجان شرقی
وقتی ازدواج تنها مسیر زندگی نیست؛ تجرد در ایران معاصر
🖋مهدی حمیدی شفیق
انتشار گزارشهای اخیر درباره افزایش شمار افراد در وضعیت تجرد قطعی، بار دیگر مسئله تجرد را به یکی از موضوعات مهم اجتماعی ایران تبدیل کرده است. بر اساس اظهارات برخی پژوهشگران اجتماعی،…
8
5August 9, 2026 1.2K 33