من را ببخشید. من فکر نمیکنم که دلم آنقدر ها هم برای شما تنگ شود. یعنی شاید بشود... احتمالا میشود، اما هرگز مانعی برای ترک کردن شما برای من نمیشود. در نهایت کبریتی بر سیگاری و ملودی بر گیتاری و آوایی بر دهانی و ختم جلسه؛ خودتان هم بهم آموختید. احساسات هرگز جایی در این دنیا نداشتند. هرچند تمام جهان را احساسات در بر گرفته اند. تناقض؟ شاید؛ اما تا وقتی تو آنها را انکار کنی، آنها هم وجود ندارند. مگر نه؟ خب من هم وجود شمارا انکار خواهم کرد. انگار که از اول هم نبوده اید، کاری ندارد که.
September 1, 2025 1.3K 27