در این حرکت، اصل رشد یا تکامل و تأمل نیز عمل می‌کند.«جیوا روح است،… — رادیو بهبودی ™ — TG.ME

🪷 در این حرکت، اصل رشد یا تکامل و تأمل نیز عمل می‌کند.«جیوا روح است، زیرا آنچه در آن حرکت (اَث) و اندیشیدن (مَن) وجود دارد، روح است. این روح، برهمن است. برهمن، آفرینشی است که در حال رشد و اندیشیدن است. در زبان سانسکریت، «برهمن» از «بریها» به معنای رشد کردن یا گسترش یافتن و «مَن» به معنای اندیشیدن گرفته شده است. آنچه حرکت می‌کند و می‌اندیشد، آتمان است؛ و آنچه رشد می‌کند و می‌اندیشد، برهمن است.»¹ به بیان دیگر، زندگی حرکت و جریان است؛ و رام چاندرا از شاهجهانپور [بابوجی] همین حقیقت را به شکل دیگری بیان می‌کند: «راز زندگی، ادامه دادن به حرکت است.» این سرشت ماست؛ در سطح روح، قلب، ذهن و بدن.با این‌حال، با وجود دانستن این حقیقت، گاهی همچنان در برابر تغییر مقاومت می‌کنیم و به چیزهایی می‌چسبیم؛ چه دارایی‌های مادی باشند، چه آدم‌ها، مکان‌ها، احساسات، تجربه‌ها یا باورها، حتی باورهایی که دربارهٔ خودمان داریم.هنگامی که با هدف حفظ وضعیت موجود به چیزی می‌چسبیم، سنگینی و سکون در نظام انرژی ما شروع به انباشته شدن می‌کند؛ درست همان‌گونه که آب، وقتی رودخانه‌ای سد شود، راکد می‌شود و شروع به بدبو شدن می‌کند. گره‌هایی که در نتیجه شکل می‌گیرند، گره‌های بیشتری را به سوی خود جذب می‌کنند و سرانجام سخت‌تر می‌شوند و به گرایش‌ها، عادت‌ها و ویژگی‌های شخصیتی تبدیل می‌گردند. در مقابل، هنگامی که رها می‌کنیم، صفحه را پاک می‌کنیم و به حرکت ادامه می‌دهیم، در حالت جریان زندگی می‌کنیم. آگاهی در تجربهٔ جریان همه‌چیز است؛ همان‌طور که داجی در این اواخر بارها گفته است.او زندگی مبتنی بر دارما را زندگی‌ای بر پایهٔ آگاهی توصیف می‌کند؛ یعنی توانایی مشاهدهٔ شرایط و پاسخ دادن به آن‌ها با پاکی، سادگی و شفافیت در لحظهٔ حال. این یکی از جنبه‌های قرار داشتن در حالت جریان است. در نوشته‌های خود دربارهٔ روان‌شناسی یوگایی، داجی همچنین به توصیف حکیم بزرگ، پاتانجلی، از آویدیا (فقدان آگاهی) در سوتراهای یوگا اشاره می‌کند.پاتانجلی فقدان آگاهی را نخستین کِلِشا (رنج ذهنی) می‌داند؛ رنجی بنیادی که مادر همهٔ مشکلات و ناهماهنگی‌های ذهنی دیگر و علت همهٔ رنج‌های ماست. داجی یادآوری می‌کند که می‌توانیم آویدیا را با پالایش و گسترش بومِ آگاهی از میان برداریم؛ بستری که در آن، آگاهی و ادراک می‌توانند به‌عنوان شاهد عمل کنند. ما این کار را از طریق تمرین‌های درونی دل هشیاری انجام می‌دهیم.تراژدیِ نهفته در قلب مقاومت ما در برابر تغییر این است که سکون را با تعادل و رضایت از وضع موجود را با خشنودی اشتباه می‌گیریم.زندگی ایستا نیست و هرگز نیز نخواهد بود، زیرا زندگی حرکت و تکامل است. ممکن است این حقیقت را بدانیم، اما همچنان به نظر می‌رسد برای اینکه واقعاً بر اساس آن زندگی کنیم، به کمک نیاز داریم. چرا مقاومت می‌کنیم؟ آیا به این دلیل است که می‌ترسیم ساختار زندگی‌مان را رها کنیم، حتی وقتی آن ساختار دیگر در خدمت ما نیست؟ همین مقاومت به سرچشمهٔ رنج ما تبدیل می‌شود. ما به جای آنکه با شگفتی و علاقه به تغییر پاسخ دهیم، با حالت دفاعی با آن روبه‌رو می‌شویم؛ و در نتیجه، تغییر به کاری دشوار تبدیل می‌شود؛ درست مانند شنا کردن خلاف جریان رودخانه، به جای آنکه همراه جریان آب به سوی اقیانوس شناور باشیم. این ترس از کجا می‌آید؟ شاید ترس از ناشناخته باشد. در رودخانه، دو کرانهٔ چپ و راست را برای جهت‌یابی و احساس امنیت در اختیار داریم دوگانگی‌هایی مانند درست و نادرست، خوب و بد و مانند آن. حرکت در جهت جریان یا خلاف آن، صرفاً انتخاب یک جهت است.اما هرچه رودخانه پهن‌تر می‌شود و سرانجام به اقیانوس می‌رسد، تمایز میان دوگانگی‌ها کم‌رنگ می‌شود. کرانه‌ها از یکدیگر دورتر می‌شوند و سرانجام دیگر وجود ندارند؛ بنابراین، شیوهٔ حرکت ما در زندگی باید به بُعدی متفاوت، فراتر از دوگانگی‌ها، پاسخ دهد. دیگر کتاب قانونِ درست و نادرست، خوب و بد، به کار ما نمی‌آید.شاید این مسئله از ترسِ نارضایتی‌ای ناشی شود که ممکن است از خانواده، دوستان و جامعه با آن روبه‌رو شویم. وقتی هنجارهای اجتماعی ما را هدایت می‌کنند، پیروی از ندای قلب دشوار می‌شود.البته منظور این نیست که قوانین بی‌فایده‌اند؛ آن‌ها بی‌تردید در زمینه‌های اجتماعی ضروری هستند، اما باید تکامل پیدا کنند تا همچنان مرتبط و کارآمد باقی بمانند.و در کنار این قوانین، به چیزی پویاتر، فوری‌تر و زنده‌تر نیاز داریم؛ به آگاهی. ۲ از ۳ ادامه دارد... @RecoveryRadio 🔰🫆

❤1
August 28, 2026 164 1