نرخ ارز و توسعه به زبان ساده
برزین جعفرتاش
دلیل افزایش نرخ ارز افزایش کسری تراز پرداختها یا به زبان ساده کاهش درآمد ارزی (مثل کاهش قیمت یا فروش نفت) یا افزایش هزینههای ارزی (مثل افزایش واردات) است.
دلیل افزایش تورم هم افزایش کسری بودجه یا به زبان ساده کاهش درآمد دولت (مثلا کاهش درآمد مالیاتی) یا افزایش هزینهها (مانند افزایش حقوق کارمندان یا کمک به صندوقهای بازنشستگی) است (البته که عوامل و سازوکارهای متعدد و پیچیدهتری در افزایش نرخ ارز و تورم موثر هستند ولی برای رساندن پیام این متن، توضیح در همین حدود کفایت میکند).
در نتیجه برای کنترل نرخ ارز یا تورم، مهمترین عامل تعیین کننده کاهش هزینهها (ارزی یا ریالی) یا افزایش درآمدهای (ارزی یا ریالی) ملی است. از این منظر هرگونه ادعا درباره مطلوبیت واردات خودرو یا گوشی بایستی با این ملاحظه مطرح شود که در شرایط تنگنای ارزی هرگونه مخارج غیرضروری باعث افزایش نرخ ارز میشود و برعکس آن هرگونه صرفهجویی میتواند به کنترل نرخ ارز کمک کند.
از همین جهت است که از ابتدای تشدید تحریمها و بعد محاصره، تاکید داشتیم که اولویت اصلی کشور در مواجهه با فشار خارجی بایستی تحدید واردات و تشویق جایگزینی واردات و تولید داخل باشد. چرا که این راهبرد واکنش سریع به کاهش درآمدهای ارزی نشان میدهد و میتواند در کنترل نرخ ارز، ایجاد ثبات اقتصادی و اشتغالزایی موثر باشد.
این رویکرد در صحبتهای مهندس صفیاصفیا، رییس سازمان برنامه دهه چهل به گونهای دیگر مطرح شده است که (نقل به مضمون) «برای نیل به اهداف عالی اقتصادی و مصرف بیشتر در آینده، بایستی امروز کمتر مصرف کرده و بیشتر سرمایهگذاری کنیم».
این ایده در یکی از اولین متنهای توسعه اقتصادی نوشته شده در قرن هفدهم در انگلستان نیز به نوعی دیگر بیان شده است: هر کشوری که بیش از درآمد خود از خارج خرید کند بدبخت خواهد شد.
پس در این شرایط، بایستی از هرگونه محدودیت وارداتی و تشویق صادرات استقبال کرد و از طرف دیگر نسبت آثار واردات غیرضروری بر نرخ ارز نگران بود.
@babarzin








