آلبرت اینشتین احتمالاً مشهورترین فیزیکدان سه قرن اخیر، و شاید مشهورترین فیزیکدان تمام دوران است. او بیش از همه بهسبب نظریهٔ نسبیت شناخته میشود، اما دستاوردهایش در فیزیک نظری بسیار متعددند و تقریباً همهٔ حوزهها را دربرمیگیرند. کاری که جایزهٔ نوبل بهخاطر آن به او اعطا شد، توضیح اثر فوتوالکتریک بود. او در این توضیح، این اندیشه را مطرح کرد که نور از کوانتومهای مجزا و منفرد، یعنی فوتونها، تشکیل شده است. این اندیشهٔ کوانتیدهبودن، در دههٔ ۱۹۲۰ به یکی از سرچشمههای اصلی الهام برای شکلگیری مکانیک کوانتومی تبدیل شد.
در سال ۱۹۲۴، اینشتین نامهای از ساتیندرا نات بوز، دانشمند هندی، دربارهٔ ویژگیهای آماری فوتونها دریافت کرد. بوز دریافته بود که ناسازگاریهای میان آزمایشها و نظریهٔ تابش را میتوان با این فرض برطرف کرد که فوتونها در واقع از یکدیگر تمایزناپذیرند. چندین مجله مقالهٔ بوز را دربارهٔ این موضوع رد کرده بودند؛ بنابراین او تصمیم گرفته بود شخصاً برای اینشتین نامه بنویسد. اینشتین بلافاصله با نظر بوز موافقت کرد. او مقاله را به آلمانی ترجمه کرد و همراه با توصیهنامهای قوی برای مجلهٔ مشهور Zeitschrift für Physik فرستاد؛ مقاله نیز بیدرنگ پذیرفته شد. آمار ویژهای که از اندیشهٔ بوز به دست آمد، به نام آمار بوز–اینشتین شناخته شد و ذراتی که از آن پیروی میکنند، بوزون نام گرفتند.
اینشتین پس از آنکه در سال ۱۹۰۰ از مدرسهٔ پلیتکنیک فدرال زوریخ فارغالتحصیل شد، نزدیک به دو سال بیهوده در جستوجوی شغلی بهعنوان مدرس دانشگاه بود. سرانجام شغلی بهعنوان کارشناس دستیار در ادارهٔ ثبت اختراعات سوئیس در برن پذیرفت. او در مدتی که در ادارهٔ ثبت اختراعات کار میکرد، روی رسالهٔ دکتری خود نیز کار میکرد و انتشار مقالههایی در زمینهٔ فیزیک نظری را آغاز کرد. سال ۱۹۰۵ بهعنوان سال شگفتیهای او شناخته شد؛ سالی که در آن چهار اثر بنیادین منتشر کرد که بعدها فیزیک را متحول ساختند: او اثر فوتوالکتریک و حرکت براونی را توضیح داد، نظریهٔ نسبیت خاص خود را ارائه کرد و رابطهٔ مشهور میان جرم و انرژی، یعنی
E=mc²
را به دست آورد.
این مقالهها بهسرعت برای او شهرت و اعتبار به همراه آوردند و در سال ۱۹۰۸ به مقام مدرس خصوصی دانشگاه در برن منصوب شد. او در سالهای بعد به زوریخ، پراگ و سپس دوباره به زوریخ رفت و سرانجام در سال ۱۹۱۴ مدیر مؤسسهٔ فیزیک کایزر ویلهلم در برلین شد. هنگامی که هیتلر در ژانویهٔ ۱۹۳۳ به قدرت رسید، اینشتین برای ارائهٔ مجموعهای از سخنرانیها در ایالات متحده به سر میبرد. او بلافاصله تصمیم گرفت به آلمان بازنگردد و مقامی را در دانشگاه پرینستون پذیرفت. اینشتین در سال ۱۹۴۰ تابعیت آمریکا را به دست آورد و تا هنگام مرگش در سال ۱۹۵۵ در آنجا ماند.
مکانیک کوانتوم پیشرفته
یولی نازاروف و جرون دنون
5July 21, 2026 366 5