تمام تمرکزم رو میذارم روی قدم بعد، هر روز، میگم فکر نکن پری کوچک، تو کوچکی تو این جهان به ستاره ها نگاه کن! ولی راستش همه چیز ترسناکه، و من واقعا میترسم، این روزها بیشتر یوگا میکنم، تو تاریکی زیر نور ماه با شمع مخصوصا، چون این باد پاییزی که میخوره تو صورتم ، حس اینکه این بدن یه موجود زنده است و صدای قلبم که تلاشش رو میکنه تا این بدن به حیات خودش ادامه بده سنگینی روزم اخبار و همه چیز رو کمتر میکنه، نه اینکه فراری باشه فقط اینکه چند لحظه ای من باشم، و تمرکزم روی من باشه، تو این روزها برای بودن خودت چیکار میکنی؟
August 29, 2026 152 2