Couplet 1
Donnez-moi une suite au Ritz, je n’en veux pas!
یک سوئیت در هتل ریتز به من بدهید، من همچین چیزی نمیخواهم!
Des bijoux de chez Chanel, je n’en veux pas!
جواهراتِ شنل؟ من آنها را نمیخواهم!
Donnez-moi une limousine, j’en ferais quoi? papala-papapala
یک لیموزین به من بدهید، من با آن چه کار کنم؟ پاپالا پاپاپالا!
Offrez-moi du personnel, j’en ferais quoi?
خدمه و خدمتکار در اختیارم بگذارید، من با آنها چه کار کنم؟
Un manoir à Neuchâtel, ce n’est pas pour moi
یک عمارت مجلل در نوشاتل؟ این چیزی نیست که به درد من بخورد.
Offrez-moi la Tour Eiffel, j’en ferais quoi? papala-papapala
برج ایفل را به من هدیه بدهید، من با آن چه کار کنم؟ پاپالا پاپاپالا!
⸻
Refrain
Je veux d’l’amour, d’la joie, de la bonne humeur
من عشق میخواهم، شادی میخواهم، حالِ خوب میخواهم.
Ce n’est pas votre argent qui f’ra mon bonheur
این پولِ شما نیست که من را خوشحال میکند.
Moi, j’veux crever la main sur le coeur
من میخواهم با دست روی قلبم بمیرم.
اینجا crever در زبان محاورهای یعنی «مردن / جان دادن» و جمله حالت شاعرانه دارد؛ یعنی میخواهم با صداقت و قلبی پاک زندگی کنم و بمیرم، نه اینکه زندگیام را با پول و تجملات تعریف کنم.
Allons ensemble, découvrir ma liberté
بیایید با هم برویم و آزادیِ من را کشف کنیم.
Oubliez donc tous vos clichés
پس تمام کلیشهها و پیشداوریهایتان را فراموش کنید.
Bienvenue dans ma réalité
به دنیای واقعیِ من خوش آمدید.
⸻
Couplet 2
J’en ai marre de vos bonnes manières, c’est trop pour moi!
از این آداب و نزاکتهای شما خسته شدهام، دیگر برای من زیادی است!
Moi, je mange avec les mains et j’suis comme ça!
من با دست غذا میخورم، و همینم که هستم!
Je parle fort et je suis franche, excusez-moi!
من بلند حرف میزنم و رک و صریحم، ببخشید!
Finie l’hypocrisie moi j’me casse de là!
دیگر بس است این دورویی و ریاکاری؛ من از اینجا میزنم بیرون!
J’en ai marre des langues de bois!
از این حرفهای کلیشهای و دیپلماتیک و بیپردهنبودنها خسته شدهام!
Regardez moi, toute manière j’vous en veux pas et j’suis comme ça
من را نگاه کنید؛ در هر صورت از شما دلخوریای ندارم، من همینم که هستم.
(j’suis comme ça) papala-papapala
(همینم که هستم) پاپالا پاپاپالا!
⸻
Refrain
Je veux d’l’amour, d’la joie, de la bonne humeur
من عشق میخواهم، شادی میخواهم، حالِ خوب میخواهم.
Ce n’est pas votre argent qui f’ra mon bonheur
این پول شما نیست که من را خوشحال میکند.
Moi, je veux crever la main sur le coeur
من میخواهم با دست روی قلبم بمیرم.
Allons ensemble, découvrir ma liberté
بیایید با هم آزادیِ من را کشف کنیم.
Oubliez donc tous vos clichés
پس همهٔ کلیشهها و پیشداوریهایتان را فراموش کنید.
Bienvenue dans ma réalité
به دنیای واقعیِ من خوش آمدید.
و تکرارهای آخر هم دقیقاً همین معنی را دارند:
Je veux d’l’amour, d’la joie, de la bonne humeur
من عشق، شادی و حالِ خوب میخواهم.
Ce n’est pas votre argent qui f’ra mon bonheur
پول شما عامل خوشبختی من نیست.
Moi, je veux crever la main sur le coeur
من میخواهم با قلبی صادق و دست روی قلبم زندگی کنم و بمیرم.
Allons ensemble, découvrir ma liberté
بیایید با هم آزادیِ من را کشف کنیم.
Oubliez donc tous vos clichés
کلیشهها و پیشداوریهایتان را کنار بگذارید.
Bienvenue dans ma réalité
به دنیای واقعی من خوش آمدید.
مفهومش؟
خیلی قشنگتر از یک «پول نمیخوام» سادهست: من نمیخوام برای وارد شدن به دنیای تجمل و اشرافیت، خودِ واقعیام را عوض کنم