حقیقت جادو همین بود: خون و دلوروده و منی و بزاق، اندام و احشایی که درون ظرفهای شیشهای نگه میداشتند، نقشههایی بر پوست انسانهایی که شکارشان کرده بودند، جمجمهی بچههای بهدنیانیامده. مشکل کتابها و قصههای پریان نبودند، فقط این بود که آنها نصف داستان را میگفتند و توهم دنیایی را پدید میآوردند که در آن فقط شرورها و نامادریهای دیوصفت و خواهرهای ناتنی شریر بهای کارشان را با خون میپرداختند، جایی که جادو عادل و منصف بود و قربانی لازم نداشت. ــ عزم دوزخ، لی باردوگو @Owlpedia
July 28, 2025 790 10