تو به این زندگی فرا خوانده شدی تا به خانه خویشتن بیایی نه به خانه کس دیگری؛ خانه هرگز جای دیگری نیست. تو با قدرت باشکوه در این جهان به هستی خود باز می گردی و می ترسی که مراقب زندگی ات نباشد. این را جهل و رنج می نامند. فرافکنی هایت را اولویت بندی می کنی، فکر میکنی اگر تسلیم آن قدرت شوی، شادی آنچه می خواهی را به تو ندهد ۔ گویی آنچه می خواهی می تواند بزرگ تر از چیزی باشد که این می تواند برایت آشکار نماید.
وقتی این مسئله این گونه توضیح داده می شود مسخره به نظر می رسد، اما نیروی درون ما است که وادارمان می کند فکر کنیم که : «اگر فرصت داشتم بر دنیا حکومت کنم یا خداوند به اداره جهان بپردازد، فکر می کنم می توانم کار را بهتر انجام دهم» البته چنین چیزی را نمی گویی. نمی دانی چطور اوضاع را سرو سامان دهی. در واقع، اگر از ذهن راستین برخوردار باشی، هیچ چیز اشتباه نیست... اشتباه می بینی چون چیزی درونت هماهنگی عمل نمی کند. همان چیز می خواهد از خانه بگریزد و تو از آن جانبداری می کنی. یادت باشد، چیزی که با آن فرار میکنی، همان چیزی است که باید از آن بگریزی.
موجی
آتش سپید
ص 133
2
1September 1, 2026 92 3