آیا تغییر جامعه از مسیر تغییر خود میگذرد؟
مهاتما گاندی : «تغییری باش که میخواهی در جامعه ببینی»
همه ما به خوبی با این جمله آشنا هستیم اما آیا واقعا تغییر جامعه از مسیر تغییر افراد میگذرد؟
شاید با خود فکر کنید مگر غیر از این هم هست که هرکس بهترین خودش باشد جامعه تبدیل به گلستان میشود!
صبرکنید و یک قدم عقب تر قرار بگیرید...
به عنوان مثال
درست است اگر قرار باشد همه و در همه حال در پی کمک به فقرا باشیم احتمالا دیگرفقیر واقعی پیدا نشود، اما انجام اینکار غیرممکن است .
به این دلیل که امکان داشتن تفکر یکسان برای همه انسان ها به دور از واقعیت است.
اگر افراد به صورت گروه های مردم نهاد و خودانگیخته شروع به مقابله با بحران هایی همچون فقر کنند در صورت پیش برد اهدافشان متوجه میشوند که فقر شاید در چند سطح محلی و یا استانی تسهیل شود اما همچنان در سطح کلان پایدار است.
_پس چه چیز بحران ها را پایدار نگه میدارد؟
برای پاسخ بهتر به سوال بالا باید به سراغ مطالعه جامعهشناسی رفت.
جامعهشناسی با پرداخت درباره مفاهیمی همچون «رابطه» و «ساختار» و «کنش» سعی در توضیح پذیری امر اجتماعی دارد.
با به کارگیری مکاتب و نظریات متفاوت توضیح میدهد چگونه ساختار های اقتصادی_سیاسی نقش اساسی را در بازتولید پدیده آیی همچون فقر ایفا میکنند.
نگاه جامعهشناسانه به ما میآموزد که همانطور که در زندگی اجتماعی خود تجربه میکنیم نمیتوانیم آن را توضیح پذیر کنیم.
جامعه یک جمعیت مشتکل از افراد منفرد و جدا افتاده از یکدیگر نیست و ارتباطات ما حالت هایی متکثر تر و خاص تر از ارتباط آگاهانه با دیگر افراد برای اهداف شخصی ما دارد.
برخلاف تصورمان جامعه جمع نگرش و باور های افراد در مقطعی کوتاه ( آن هم از دریافت آنچه از دریچه رسانه های اجتماعی بازگو میشود) شکل نگرفته است.
در جامعهشناسی کلاسیک
تمام انواع رابطه دلیل وجود حالتی خاص در ایجاد ساختار میشود و تأثیر گذار و تأثر پذیر در نسبتی با نهاد های اجتماعی است که میتواند الگو هایی از چرایی و چگونگی تحولات به دست محققان علوم اجتماعی بدهد.
_نگرش مبتنی بر توسعه فردی از کجا سرچشمه میگیرد ؟
غالبأ این نگاه میتواند در امتداد جریانی باشد که حیات اجتماعی را محصول توهم و تخیل جامعهشناسان میداند سعی در فروکاست تمام رفتار انسان به مکانیزم هایی همچون سود_هزینه و ساخت تصویر انسان عقلانی_اقتصادی دارد.
تحقیقات انسان شناسی و روانشناسی فرگشتی در یافته های خود شواهدی مبتنی بر تأیید این نگرش را پشتیبانی نمیکنند.
عمق نگرش غلط این جمله ختم به عدم مطالبه گری عمومی و غایت نگری در جامعه و چرخه باطلی میشود که همیشه انگشت اتهام را به سمت مردم نگه میدارد.
به عنوان مثال نمیتوانیم آزادی که از جامعه انتظار داریم را زیست کنیم تا وقتی در چهارچوب ها در ازای زیر پا گذاشتن قواعد مجازات میشویم.
_آماج روانشناسی زرد و کتاب های توسعه فردی
با بازاری شدن کتاب های روانشناسی و پرفروش شدن کتاب هایی با مضامین موفقیت و توسعه فردی و انگیزه، بیش از پیش شاهد فروکاست دید اجتماعی به تغییرات فردی و کژفهمی از مفهوم کنش هستیم.
این درک از اراده آزاد انسان چندان غیر واقعی است که با شعار تغییر هر فرد قوانین بازار را بر فراز زندگی قرار میدهد موجب تضعیف جریان های اجتماعی میشود.
بدیهی است که جامعهشناس و یا روانشناسی که اهمیت امر اجتماعی را فهم نکرده دست به برگزاری دوره و تدریس موفقیت بزند و شعار دهد در صورتی که رابطه این تغییرات جزئی با امور کلان انچنان خیالی است که خارج از ذهن مدرسان موفقیت واقعیتی نخواهد داشت.
در نهایت شاید این جملات در نگاه اول جذاب به نظر بیایند اما تسریع بخش اتمی شدن جامعه و موجب بلعیده شدن کنش جمعی به جریان های غیرعلمی هستند.
تغییرات اجتماعی تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار دارند که گاه از مسیر تمرکز به مسله فرد و گاه از رهگذر کلان در جامعه میگذرند.

9
1November 29, 2024 1.6K 15