مُنبثّات | پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر: post #2579 — TG.ME

💢 جنگ رمضان: نوشته سی‌وسوم: جنگیدن با غاصب زیر لوای غاصبان شایسته‌گی

🕛 ۱۰ تیرماه ۱۴۰۵

دیروز دوست شفیقی که مطلع شده در ایران هستم تماس گرفته که پاشو بیا یک جلسه بسیار مهم با یک مقام عالی‌رتبه در خصوص وضعیت منطقه. می‌خواهد بشنود. با تعجب می‌پرسم خب این کدام مسئول بلندپایه بوده که گوش شنوا داشته و در این سال‌ها ما ندیده‌‌ بودیم.
اصرار که پشت تلفن نمی‌شود نامش را گفت. جلسه بسیار مهم است. به خاطر من بیا و از این صحبت‌ها.

❇️ دست اخر از ترس جدش و بیش‌تر به دلیل ناتوانی ذاتی در نه گفتن، کوتاه می‌آیم و از خواب صبح‌گاهی می‌زنم و سه ساعت راه را می‌کوبم و ساعت ۹ صبح خودم را می‌رسانم به محل قرار.
پشت در جلسه می‌پرسم حالا این بزرگوار کیست که گوشی چنین شنوا دارد؟ می‌گوید حاج فلان و ابوفلان. رئیس و معاونش.
وا می‌روم. می‌گویم مومن! این‌ها کی شنیده‌اند که این بار دوم‌شان باشد. این‌ها با همین نشنیدن‌هایشان وضع‌مان در منطقه را به این‌جا کشانده‌اند. تو که به‌تر می‌دانی این‌ها نیامده‌اند که از من و تو بشنوند، آمده‌اند یک ساعت از دستاوردهای‌ نداشته‌شان بگویند و حداکثر نیم‌ساعتی هم وقت بدهند به طرف مقابل. لااقل نیمی از جمع که حکما در مقام ستایش و تجلیل خواهند بود. امثال من و تو هم اگر نقدی بکنیم با پاسخی جز این‌ مواجه نخواهیم شد که
- شما تجربه ندارید!
- سنت‌تان قد نمی‌دهد.
- چیزهایی هست که شما نمی‌دانید و نمی‌شود هم گفت.

و از همین دست فرمایشات متفرعنانه دیگر.

✳️اصرار دارد حالا که تا این‌جا آمدی از خر شیطان پایین شو و بیا نقدهایت را صریح و رودرو بگو. می‌گویم‌ سید! تو که می‌دانی من از دست همین‌ها و حرف‌نشنوی‌هایشان از ایران رفتم. حالا هم چند روزی برای دیدار آشنایان آمده‌ام نه این تیپ جلسات بی‌ثمر. بعد هم تو که خودت شاهدی! مگر قبل از این همه فاجعه، کلی محترمانه نگفتیم که دارد چه گردبادی می‌آید؟ مگر پذیرفتند؟ پذیرش که هیچ! اصلا تامل و درنگ کردند ببینند چه می‌گوییم؟ درنگ هم که هیچ! هر جا دست‌شان رسید ملکوک‌مان‌ نکردند؟ بوق‌چی‌های رسانه‌ای‌شان را سرخط نکردند تا ما را بریده و مرجفون و هتاک و عامل رسانه‌ای دشمن خطاب کنند؟

✳️ ولی می‌دانی چیست؟ مساله نقد و سخن نیست. این دو عزیز اساسا ماقبل نقد هستند. به قول عرب‌ها مغلوب علی امره هستند. این‌ها هیچ‌گاه شایسته‌گی منصبی که گرفته‌اند را نداشتند و حالا هم که ارتقاء پیدا کرده‌اند به طریق اولی ندارند. مساله این است که بر اساس سنّت الهی با کسانی که منصب‌شان را بر اساس غصب شایسته‌گی به دست آورده‌اند نمی‌توان با رژیمی غاصب جنگید و به توفیق رسید. آن‌هم غاصبی که بر لبه‌های دانش نشسته و گردش نخبگانی‌اش مستمر و نظارت سازمانی‌اش مداوم است. مشکل این‌جاست.
مشکل بینشی نیست، انگیزشی است. از حب قدرت است. از پدرسالاری ساختاری است که این‌ها خلق کرده‌اند. از هزار چیز دیگر است که هم تو می‌دانی هم من. مشکل از ندانستن نیست. از نخواستن است.
سیدجان! من اگر به جلسه وارد شوم و بمانم همین‌ها را به صراحت خواهم‌ گفت. این‌طور هم حرمت این بنده‌های خدا در جمع شکسته می‌شود هم حرمت شما به عنوان میزبان. روز خودم هم خراب می‌شود.

◀️ پ.ن: سید دیگر کم می‌آورد. من هم از ساختمان خارج می‌شوم و می‌روم پیش محسن اسلام‌زاده. محمد مجیدپور تخم‌مرغی می‌شکند و به بدن می‌زنیم. پرهیز از چنان جلساتی و نشستن با چنین رفیقانی برای سلامتی روانی خودمان ضروری است.

#جنگ_رمضان
#هادی_معصومی_زارع
#منبثات

@Monbathat
❤129👌45😢33👎21❤‍🔥4
July 1, 2026 9.1K 185