مُنبثّات | پراکنده ها و شطحیات یک پژوهشگر: post #2563 — TG.ME

💢 جنگ رمضان: نوشته بیست‌وهفتم: بقای طائفه، هویت مقاومت و آینده بیت شیعی در ‎لبنان

🕘 ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵‏
🌍 بیروت

بخش اول

بازگشت مجدد حزب‌الله به میدان نبرد و آغاز حملات مجدد به اراضی اشغالی پس از تجاوز نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل به ‏ایران بسیاری از تحلیل‌گران و ناظران سیاسی (و می‌توان ادعا کرد که حتی خود رژیم) را غافل‌گیر کرد. به ویژه پس از آن‌که رژیم در ‏دوره پانزده ماهه پس از آتش‌بس سال ۲۰۲۴ با سکوت کامل حزب‌الله در برابر صدها تجاوز و ترور بیش‌تر از ۴۰۰ عضو این گروه ‏مواجه شده و خیالش دیگر از بابت پیش‌دستی مقاومت اسلامی لبنان راحت شده بود. با این حال و فراتر از اسباب و عواملی که منجر به ‏بازسازی حزب الله و بازگشت اعتماد به نفس به این گروه در دوره اخیر شده است (که در نوشته بیست‌وپنجم به آن اشاره شد) در برخی ‏از محافل نخبگانی شیعی لبنان پس از طوفان الاقصی و به طور مشخص پس از خسارت‌های سنگین ناشی از جنگ ۶۶ روزه و جنگ ‏کنونی بحثی داغ درگرفته است که با مختصات کنونی لبنان و منطقه، مقاومت را تا کجا می‌توان ادامه داد و یا اصلا در فرض توان تا ‏کجا مصلحت است ادامه داد؟ در نتیجه این جا سوال هم از مقوله توان است و هم از عنصر مصلحت.‏

❇️ برای فهم به‌تر زمینه‌ها و عوامل خلق این پرسش می‌بایست ابتدا به شرایط سیاسی، نظامی و اقتصادی جامعه شیعی لبنان توجه کرد‎:‎

‏۱‌‎. ‌‏در حوزه نظامی طائفه شیعه و مقاومت برای چنددهه و به تنهایی از جنوب با رژیم اسرائیل در حال مواجهه است‎ ‌‏ و حالا پس از ‏سقوط نظام اسد هر آن نگران هجوم غافل‌گیرانه دولت جدید سوریه از مرزهای شرقی به دره بقاع نیز هست.‏

‏۲. در حوزه سیاسی و در عقبه جبهه، درگیر جنگ سیاسی تمام عیاری است که از سوی ائتلافی از نیروهای سنّی-مارونی با هدف ‏عادی‌سازی روابط با رژیم و خلع‌سلاح مقاومت آغاز شده است‎.‎

‏۳‌‎. ‌ در حوزه اقتصادی نیز تخریب‌های گسترده و هدف‌مند از سوی رژیم و آواره‌شدن صدهاهزار آواره فشار بی‌سابقه‌ای را بر منابع ‏مالی مقاومت و جامعه شیعی لبنان وارد می‌کند‎.‌‏ آن‌هم در شرایطی که دولت لبنان تقریبا هیچ مسئولیتی را در قبال این وضعیت قبول ‏نکرده است.‏

✳️ این فشارهای بی‌سابقه به موازات شبه‌اجماع داخلی، منطقه‌ای و بین المللی علیه مقاومت و تلاش برای سازش با اسرائیل منجر به آن ‏شده است تا حزب‌الله به طور خاص و جامعه شیعی لبنان به طور عام برای نخستین‌بار، هم‌زمان وارد جنگی تمام‌عیار در چندجبهه شود. ‏در تعامل با متغیرها و دینامیک‌های نگران‌کننده جدید هم اینک در محافل نخبگانی بیت شیعی لبنان دو نگاه و روی‌کرد مشاهده می‌شود:

1️⃣ دیدگاه اول با روی‌کردی رئالیستی و ژئوپلیتیکی و برآمده از واقعیت‌های موجود، بقای طائفه را مقدم بر هر چیز می‌داند. از نگاه ‏این دسته اساسا تصدی مقاومت از سوی بیت شیعی از دهه هفتاد بدین سو بیش از هر چیز مرتبط با امر واقعی به نام مجاورت ‏جغرافیایی و افول یا زوال آلترناتیوهای مقاومت فلسطینی و چپ بوده است. الگوی فلسطینی مقاومت به دلایل متعددی از جمله ‏بدرفتاری با ساکنان بومی جنوب و نیز مبدل شدن به ابزار رقابت میان محورهای عربی عملا توان مبارزه موثر با رژیم را به تدریج ‏از دست داد. کشورهای حامی اهل‌سنت نیز به جای تلاش برای مبارزه با رژیم اسرائیل، درگیر جنگ نفوذ در لبنان بودند. ستاره ‏گروه‌های چپ نیز با آغاز افول شوروی و درگیر شدنش در جنگ افغانستان و پیروزی انقلاب اسلامی در ایران رفته رفته رو به افول ‏رفت. شکل‌گیری یک مقاومت سازمان‌یافته شیعی مرهون چنین شرایطی بود.‏
با این حال از همان نقطه آغاز تصور بنیان‌گذاران شیعی مقاومت (چه سیدموسی صدر و چه موسسان حزب‌الله) آن بود که الگوی جدید ‏مقاومت جنوبی‌ها رفته رفته با هم‌راهی و هم‌دلی سایر طوائف لبنان و کشورهای عربی مواجه شده و پروژه مقاومت توسعه خواهد ‏یافت‎.‌‏ با این حال تجارب بعدی نشان داد که این تصور بسیار خوش‌بینانه بوده است. درست برعکس این تصور، خلال چنددهه گذشته جریان‌های خوش‌خیم ‏طوایف دیگر در داخل و خارج لبنان پروژه سیاسی را بر مقاومت ترجیح دادند و مقاومت مسلحانه را به شرایطی حواله دادند که اساسا ‏ساختنی بود و نه یافتنی. بخش بدخیم این طوائف نیز فراتر از این رفته و اساسا اولویت‌شان را مبارزه با ایران و محور تازه‌برخاسته ‏مقاومت تعریف کردند‎.‌‏

#لبنان
#هادی_معصومی_زارع
#منبثات

@Monbathat
❤17😢3👍2
May 12, 2026 3.8K 35