چرا باید در گروههای کتابخوانی شرکت کنیم؟
محمدرضا ایرانزاده
کتاب خواندن در نگاه اول کاری فردی است؛ ما کتابی را باز میکنیم، در سکوت میخوانیم و در ذهن خودمان با نویسنده و شخصیتها وارد گفتوگو میشویم. اما تجربهی خواندن همیشه به همان چیزی محدود نمیشود که در تنهایی فهمیدهایم. گاهی یک گفتوگوی کوتاه با کسی که همان کتاب را خوانده است، میتواند معنایی را پیش چشم ما بیاورد که هنگام مطالعه اصلاً متوجه آن نشده بودیم. شاید یکی از مهمترین دلایل شرکت در گروههای کتابخوانی همین باشد: کتاب در جمع، دوباره خوانده میشود؛ حتی اگر دیگر صفحهای از آن را ورق نزنیم.
هر خواننده با تجربهها، علایق و نگاه خاص خودش سراغ یک کتاب میرود. ممکن است من در یک داستان بیشتر به رفتار شخصیت اصلی توجه کنم، در حالی که فرد دیگری به فضای اجتماعی داستان یا شیوهی روایت نویسنده دقت کرده باشد. وقتی این برداشتها کنار هم قرار میگیرند، کتاب از یک روایت ساده به مجموعهای از معناهای گوناگون تبدیل میشود. در چنین فضایی یاد میگیریم که برداشت ما تنها برداشت ممکن نیست و میتوان از زاویههای دیگری هم به یک موضوع نگاه کرد.
گروههای کتابخوانی همچنین ما را به گفتوگو و شنیدن عادت میدهند. در این گروهها فقط قرار نیست نظر خودمان را بیان کنیم؛ باید بتوانیم به دیدگاه دیگران گوش بدهیم، دربارهی آن فکر کنیم و حتی گاهی نظر قبلی خود را تغییر دهیم. این مهارت فقط برای فهم بهتر کتابها مفید نیست. در زندگی روزمره نیز توانایی شنیدن دیدگاههای متفاوت، پرسیدن سؤال و گفتوگوی محترمانه یکی از مهمترین مهارتهای اجتماعی است.
از سوی دیگر، حضور در یک گروه میتواند انگیزهی ما را برای مطالعه بیشتر کند. بسیاری از ما بارها کتابی را با اشتیاق آغاز کردهایم اما چند روز بعد آن را نیمهکاره کنار گذاشتهایم. وقتی میدانیم در زمان مشخصی قرار است دربارهی کتاب با دیگران صحبت کنیم، تعهد بیشتری برای ادامهی مطالعه پیدا میکنیم. به این ترتیب، کتابخوانی از کاری پراکنده و گاهبهگاه به عادتی منظمتر تبدیل میشود.
اما شاید ارزشمندترین بخش یک گروه کتابخوانی، احساسی باشد که از همراهی با دیگران به وجود میآید. کتابها میتوانند آدمهایی با سنها، تجربهها و سلیقههای متفاوت را دور یک موضوع مشترک جمع کنند. گاهی دوستیهایی از دل همین گفتوگوها شکل میگیرد و گاهی یک کتاب بهانهای میشود تا دربارهی زندگی، ترسها، امیدها و تجربههایی حرف بزنیم که در شرایط عادی کمتر دربارهی آنها صحبت میکنیم.
شرکت در گروههای کتابخوانی فقط راهی برای بیشتر کتاب خواندن نیست؛ فرصتی است برای بهتر دیدن، بهتر شنیدن و عمیقتر فکر کردن. در تنهایی، ما کتاب را میخوانیم؛ اما در جمع، علاوه بر کتاب، نگاه دیگران و حتی خودمان را نیز بهتر میشناسیم. به همین دلیل است که گروه کتابخوانی امکانی را فراهم میکند که در آن پایان مطالعهی یک کتاب مساوی با پایان جریان تولید فهم و یادگیری نباشد، بلکه آغازی باشد برای گفتوگویی سرنوشتساز و فرصتی برای گشایش روزنههایی نو و راهی برای کسب بصیرتهای تازه.





