《کلئوپاترا؛ میراثی از خون و امپراتوری: بخش پایانی》پس از شکستِ آنتونی از اشکانیان، تنشهای او با اوکتاویان به مرور افزایش یافت. در حالی که آنتونی به دلیلِ وابستگی روزافزون به کلئوپاترا و اتخاذِ سیاستهای مستقل از رم، به تدریج محبوبیت خود را در میان سناتورها از دست میداد، اوکتاویان در غرب با سیاستی هوشمندانه، خود را محافظِ جمهوری و سنّتهای رومی معرفی میکرد و بیآنکه مستقیماً جنگی را آغاز کند، با تحریک افکار عمومی، آنتونی را به عنوان خائن و بردهٔ ملکه مصر وانمود میساخت.
هر اقدامِ آنتونی در شرق، از جمله بازپسگیری سرزمینها برای کلئوپاترا و به رسمیت شناختنِ سزاریون، بهانهای تازه برای اوکتاویان فراهم میآمد تا چهره آنتونی را در روم تخریب نماید. بدینترتیب، فاصلهای که در ابتدا صرفاً بر سر تقسیم قدرت بود، به دشمنی آشکار و جنگی اجتنابناپذیر انجامید.
پس از افزایش تنشها و تبلیغاتِ گسترده اوکتاویان علیه آنتونی در رم، سرانجام در سالِ ۳۱ پیش از میلاد، نبردِ سرنوشتسازی در "کیپ آکتیوم" در سواحلِ غربی یونان روی داد. اوکتاویان با ناوگانِ جنگی مجهزِ خود، نیروهای دریایی آنتونی و کلئوپاترا را محاصره کرد.
در میانه نبرد، کلئوپاترا که از شدت درگیری هراسان شده بود، با ۶۰ کشتی خود از تنگه گریخت و آنتونی نیز که نتوانست جدایی از او را تحمل کند، همهچیز را رها کرد و با یک کشتی سبک به دنبال وی شتافت. این عقبنشینی ناگهانی، سربازان و ناوگان باقیمانده آنتونی را بدونِ فرمانده رها ساخت و آنها بهسرعت تسلیم یا پراکنده شدند. آنتونی و کلئوپاترا به اسکندریه گریختند، اما اوکتاویان با نیروهایش به تعقیب آنها پرداخت و شهر را محاصره کرد.
آنتونی که شکستِ خویش را قطعی میدید و شایعهای شنید مبنی بر اینکه کلئوپاترا خودکشی کرده است، با شمشیرِ خود به شکم ضربه زد. پس از خودکشی، او را به آرامگاهی که از پیش تعیین کرده بود، بردند و کلئوپاترا که هنوز زنده بود، او را در آنجا دید و بر بالینش سوگواری کرد. آنتونی چند ساعتی بعد در همان آرامگاه جان سپرد. کلئوپاترا که میدانست اوکتاویان قصد دارد او را به عنوانِ اسیر در مراسم پیروزی خویش در رم به نمایش بگذارد، مرگ را بر چنین ذلتی ترجیح داد. او در همان آرامگاه، سبدی از انجیر که مارِ کبریٰ در آن پنهان بود، به حضورش آورد و با گزیده شدن توسطِ آن، در ۱۲ اوت ۳۰ پیش از میلاد در ۳۹ سالگی به زندگی خود پایان داد.
با مرگِ کلئوپاترا، نه تنها زندگی یکی از تأثیرگذارترین زنانِ تاریخ به پایان رسید، بلکه فرجامِ سلسلهای ۳۰۰ ساله نیز رقم خورد. پسرش سزاریون که در کنار او آخرین بازمانده دودمان بطلمیوسی بود، تنها چند روز به عنوانِ "بطلمیوس پانزدهم" بر مصر حکومت کرد؛ و سپس به فرمانِ اوکتاویان اعدام شد و این دودمان برای همیشه منقرض گردید. مصر نیز از یک پادشاهی مستقل به استانی رومی تنزل یافت.
اگرچه امپراطورانِ بعدی روم در کتیبههای رسمی مصر با عنوان "فرعون" خطاب میشدند، این لقب تنها شکلی تشریفاتی بود و هیچیک از آنها نه قدرتِ سنتیِ فرعونهای باستان را داشتند و نه میراثدارِ تمدنی بودند که با کلئوپاترا برای همیشه به خاک سپرده شد. بدینسان، آخرین فرعونِ مصر با مرگی خودخواسته، هم تاج و تخت را واگذاشت و هم افسانهای جاودان ساخت؛ افسانهای که در آن، عشق و قدرت، شکست و جاودانگی، در هم تنیده شدند و نام کلئوپاترا را برای همیشه در تاریخ ثبت کردند.
-ک.ک(Goodman)- منابع:
۱. رولر، دوئین دبلیو. کلئوپاترا: یک سرگذشتنامه. انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۲۰۱۰.
۲. تیلدسلی، جویس. کلئوپاترا: آخرین ملکه مصر. انتشارات بیسیک بوکس، ۲۰۰۸.
۳. شیف، استیسی. کلئوپاترا: یک زندگی. انتشارات لیتل، براون اند کو، ۲۰۱۰.
۴. گلدزورثی، آدریان. آنتونی و کلئوپاترا. انتشارات دانشگاه ییل، ۲۰۱۰.
۵. گرانت، مایکل. کلئوپاترا. انتشارات وایدنفلد اند نیکلسون، ۱۹۷۲.
-The Death of Cleopatra
-Artist: Juan Luna y Novicio
-MadcapWrites



