به نظر می‌رسد حق با ماکیاولی باشد. آموزه‌های ماکیاولی نشان می‌دهد که… — تاملات شخصی — TG.ME

به نظر می‌رسد حق با ماکیاولی باشد. آموزه‌های ماکیاولی نشان می‌دهد که وی آگاهانه در برابر سنت اخلاقی کلاسیک که پیوندی ناگسستنی میان سیاست و خیر برقرار می‌کرد، ایستاد. پیوند بین خیر و سیاست در آثار افلاطون، کیکرو و متعاقباً در آثار فلسفه مسیحی هویدا بود اما انقلاب ماکیاولی در اندیشه سیاسی این بود که این پیوند دروغین را بشکند و واقعیت سیاست و پیوند آن با شرارت را معلوم و نوردار نماید. این موضوع من را به تامل در مورد حقوق عمومی واداشت. در حقوق عمومی به شدت از خیر و خیر عمومی صحبت می‌شود. ما در شاخه‌ای از حقوق از خیر صحبت می‌کنیم که رو به سوی سیاست دارد و در سودای محدود کردن و زنجیر کردن سیاست با حاکمیت قانون است. تضاد بین هدف حقوق عمومی که مبتنی بر خیر بنا شده با واقعیت سیاست(آنگونه که ماکیاولی می‌فهمد) که مبتنی بر پیوند شرارت و قدرت است از خلاف آمد روزگار است و شاید عدم توفیق نظام‌های حقوق عمومی در محدود کردن سیاست و قدرت را در همین تضاد باید جست‌و‌جو کرد. اساسا توفق و برتری سیاست و قدرت بر حقوق عمومی، توفق و برتری شر بر خیر است. در هر اجتماعی که سیاست و قدرت در راس باشد، شر مقدم و در هر جامعه‌ای حاکمیت قانون باشد، خیر متقدم است. تامل جالبی است. م.ح. 18 تیر 405

❤8👍5🤣2👎1
July 9, 2026 737 9