به نظرم خیلی وقت است که از دوران متعلق بودن به یک جریان فکری و پذیرش… — تاملات شخصی — TG.ME

به نظرم خیلی وقت است که از دوران متعلق بودن به یک جریان فکری و پذیرش اصول لایتغیر یک جریان عبور کردیم(یا حداقل باید عبور کنیم) هر انسانی که ادعایی در تامل دارد باید به امر مطالعه پرداخته و در حیطه‌ی مطالعاتی منظم و منقح خود اظهارات شخصی خود را بازگو کند. پیروی و عضویت، نوعی حماقت است. این تفاوتی است که باید ما را از دوران پیش از خودمان منفک کند. ما هر کدام یک انسان مستقل به لحاظ فکری هستیم. فکر نیز بدون پرورش و مطالعه و تفحص بی معنی است. تامل و اندیشه با عقل سرد و مطالعه در باب امور مورد علاقه، فکر را سامان می‌دهد و موجب می‌شود کمتر به خطا برود. در باب امور همگانی یا به عبارتی در خصوص امر عمومی، هر شخص باید مجزا و منفک به تفکر بپردازد. پیرو بودن از فلان فیلسوف یا مکتب فلسفی یا کالت سیاسی و یا حزب سیاسی و امثالهم نتنها نشانه‌ی بلوغ فکری نیست بلکه در جهان کنونی عقب ماندگی فکری محسوب میشود. معتقدم که آراء و نظرات گوناگون را باید مطالعه و بررسی کرد . الزاما قائل به این نیستم که باید با هر ایده و تفکری مخالف بود. اصل سخن من این است ما به عنوان یک انسان اولا باید سیر مطالعاتی و خطر فکری خود را داشته باشیم دوماً اگر با عقیده و تفکری هم نظریم باید مستدلاً همسو بودن خودمان را با آن تفکر یا نظر، در چهارچوب فکری خودمان بیان کنیم. پس تامل و اندیشه باید. اینکه بگوییم من پهلوی‌چی هستم، من زن زندگی آزادی هستم، من چپ میانه هستم، من راست افراطی هستم، من فمنیست هستم، من کانتی هستم، من افلاطونی هستم، من مشائی هستم، من عرفان‌گرا هستم ، من فلان و فلان فلان هستم... به نظرم مارک زدن بر روی خود است و در وهله‌ی بعدی نوعی خود تحمیقی است. من انسان هستم، به مطالعه و غور و بررسی می‌پردازم و در هرجایگاهی که هستم، آنچه نیک به نظرم می‌رسد را پذیرا بوده و آنچه را تقبیح شده می‌دانم، رد می‌کنم. ابتدای خرداد 405

❤8👍2🔥1
May 21, 2026 985 8