دنبال کردن ژانرهایی مثل تاریخ مشروطیت در اروپا و بررسی ریشههای آن شما را با فقر منابع فارسی روبرو میکند. همین منابع محدود هم اکثرا قدیمی هستند هرچند شاید به تازگی ترجمه شده باشند. از دل همین منابع محدود باید مفاهیمِ خاصی را بیرون کشید و به دنبال آنها رفت. کتابی که در پست قبل به آن اشاره کردم، از مباحث کلیسایی و ربط آن به مشروطیت در اروپا سخن زیادی به میان نمیآورد. اما در کنار آن کتاب مطالعه کتاب دین، قانون و پیدایش فکر مشروطه اثر برایان ترنی میتواند مفاهیمِ مهمِ دیگری در تاریخ مشروطیت را برای ما روشن نماید. چند کلید واژه وجود دارد که باید این موارد را دنبال کنیم تا به کنه تاریخ مشروطیت در اروپا واقف شویم. این موارد عمدتاً شامل بررسی ساختار کلیسایی و نحوهی انتخاب پاپ است که بعضاً شباهت به حقوق شرکتها نیز دارد. دو- مربوط به مفهوم دقیق و فلسفی جمهوریخواهی(به معنی خیر عمومی) است که میتوان از کیکرو به بعد این مفهوم را دنبال کرد. یقیناً منظور از جمهوریخواهی شکل حکومت نیست، بلکه مفهومی است در تاریخ اندیشه سیاسی که چه بسا در هر دوره معنایی خاص داشته است ولی وجه مشترک آن در همهجا، تکیه بر خیر عمومی بوده است. سه- مطلب بعدی بررسی موضوعی تحت عنوان رژیمهای مختلط و یا قانون اساسیهای مختلط(Mixed Regime یا Mixed Government) است که از پولیبیوس به این سو میتوان آن را جسته و گریخته پیگیری نمود. چهار- مفهوم دیگری که عمدتاً به آن بیتوجهیم، تمرکز اروپاییان بر حقوق روم بوده است و استفادههایی که از قانون روم در نوشتهها و آثار خود بردهاند. هیچ فیلسوف حقوقی در عصر مدرن پیدا نمیکنید که تحقیقات گستردهای بر روی حقوق روم نکرده باشد. از جان آستین انگلیسی تا ایرینگ آلمانی. پنج- پیدایش مفهومی تحت عنوان حقوق طبیعی، طبیعت انسان، طبیعی بودن و... پیگیری سیر تاریخی این مفهوم بسیار دارای اهمیت است. زیرا نزد هر اندیشمندی طبیعت یا طبیعی بودن معنایی خاص دارد. مثلا ارسطو در کتاب سیاست، طبیعی بودن را رسیدن به حد کمال مطلوب میداند که این معنا با آنچه امروز از طبیعی بودن فهم میکنیم بسیار متفاوت است. النهایه خواستم مطالبی را به اشتراک بگذارم تا شاید بتوانم اندکی راه را برای مطالعه هدفمند باز کنم. سعی میکنم در آینده منابعی در مورد مولفههای ذکر شده در بالا معرفی نماییم. 3 اسفند 1404
5
3
1
1