چکیده‌ای از سخنرانی دکتر مقصود فراست‌خواه در نشست مشروطه و مردم: ✅… — ایران و عثمانی — TG.ME

🔻چکیده‌ای از سخنرانی دکتر مقصود فراست‌خواه در نشست مشروطه و مردم: ✅ دکتر مقصود فراست‌خواه از دانشگاه شهید بهشتی تهران، چهارمین سخنران نشست مشروطه و مردم در تبریز بودند. موضوع سخنرانی ایشان، نقد تبارشناسانه گفتمان مردم در تاریخ ایران بود و اینکه چگونه گفتمان مردم در دوره مشروطه زایش پیدا کرد و اصطلاحاً صبغه هستی‌شناسانه به خود گرفت. دکتر فراست‌خواه برآنند که گفتمان مردم در دوره پیش از مشروطه، یک گفتمان زبان‌شناسانه بود، نه یک گفتمان هستی‌شناسانه و مردم در هسته و بدنه اجتماعی، وارد لحظه عینیت نشده بودند و فقط لحظه‌های کوتاهی را می‌توان یافت که در آن‌ها، جلوه‌ای از مردم مشهود است. نمونه چنین لحظه‌هایی را می‌توان در حوزه‌هایی چون چاپ و مطبوعات، عکّاسی و شکل‌گیری شرکت‌ها و کمپانی‌های جدید مشاهده کرد. پیش از پرداختن به موضوع شرکت‌ها و کمپانی‌ها، بایستی خاطرنشان کرد که اساساً عرصه فناوری (تکنولوژی) جدید، یکی از بسترهای مهمی بود که زمینه ورود مردم به گفتمان هستی‌شناسانه را فراهم کرد. ✅ باری؛ در ایرانِ روزگارِ پیش از مشروطه، به تدریج شرکت‌ها و کمپانی‌های جدیدی با کوشش شماری از بازرگانان ایرانی شکل می‌گیرند و هدف از راه‌اندازی آن‌ها، تلاش برخی از تجّار برای ورود به شبکه تجارت نوینی بود که در عرصه جهانی پدید آمده بود. این شرکت‌ها زمینه را برای گذر مردم از گفتمان زبان‌شناسانه به گفتمان و موجودیتی هستی‌شناسانه فراهم کردند. ناگفته نماند که در سراسر جهان، شرکت‌ها یکی از مهم‌ترین بایسته‌ها برای گسترش مشارکت‌های سیاسی و اجتماعی هستند و در هر جایی که شرکت‌ها فراوان بودند، مشارکت مردم و آزادی‌خواهی بیشتر و پررنگ‌تر بود. ✅ شکل‌گیری شرکت‌ها در ایران با پیدایش مدارس نو همگام گردید و این پیوند، یکی از جلوه‌های شگرف تاریخ دو سده اخیر ما است. روی‌هم‌رفته، شرکت‌ها و کمپانی‌های به وجود آمده در دوره پیش از مشروطه و پس از آن‌، منشا اثر شدند، اما توان رقابت را با تجارت جهانی نداشتند و با شرکت‌های بین‌المللی به مشکل برخوردند. همین عامل به نوبه خود، سبب گردید تا بورژوازی نوظهور ایرانی که از دل این روند پدید آمده بود، بسیار درون‌گرا شود. سوای شرکت‌ها و کمپانی‌ها، صنف‌ها نیز از لحظه‌های دیگری بودند که مردم در آن‌ها فرصت زایش هستی‌شناسانه یافتند. ✅ با پیروزی جنبش مشروطه و صدور فرمان مشروطیت، نظام‌نامه‌های مجلس شورای ملی و انتخابات نگاشته شد و در آن، ایرانیان وارد عرصه کنشگری شدند و به تدریج و با تاسیس احزاب، کوشیدند تا به این امر جهت دهند. با وجود همه این تحوّلات، پرسش اینجاست که چرا شخصیتی چون فروغی در سال‌های پس از مشروطه، آشکارا اذعان می‌کند که ایران ملت ندارد و در آن، صدای مردم شنیده نمی‌شود؟ به عبارت دیگر، چرا ملت ایران هنوز ملت نشده است؟ به گمان دکتر فراست‌خواه، پاسخ این پرسش را از یک منظر بایستی با نگاهی تطبیقی به نمونه‌های جهانی و مقایسه شرایط و تجربه‌های آن‌ها با تجربه ایران جست‌وجو کرد و به دست آورد. پرسش‌های دیگری نیز وجود دارند که می‌توان درباره آن‌ها اندیشید؛ از جمله اینکه چرا و چگونه جنبش مشروطه ایران به رادیکالیسم انجامید و به یک روندِ خودتخریب‌گر تبدیل شد؟ چرا در ایرانِ عصر مشروطه به‌رغم شمار فراوان انجمن‌ها، الگویی منطقی برای شکل‌گیری و فعالیت انجمن‌ها به وجود نیامد؟ 🆔@Hassanhazrati50

August 7, 2024 452 7