چکیده‌ای از سخنرانی دکتر حسن حضرتی در نشست مشروطه و مردم: ✅ دکتر حسن… — ایران و عثمانی — TG.ME

🔻چکیده‌ای از سخنرانی دکتر حسن حضرتی در نشست مشروطه و مردم: ✅ دکتر حسن حضرتی به عنوان سومین سخنران نشست مشروطه و مردم، به بحث درباره انجمن سعادت استانبول پرداختند و به برخی از ابعاد مناسبات این انجمن با روشنفکران و آزادی‌خواهان ایرانی در دوره مشروطه اشاره کردند. با این حال، ایشان پیش از ورود به مبحث اصلی، طرح چند نکته مقدّماتی را بایسته دانستند که تفصیل آن‌ها بدین شرح است: ۱-به گفته دکتر حضرتی، مشروطه‌خواهی و تلاش برای آزادی، روندی است که در ایران آغاز شده، اما هنوز به پایان نرسیده است. شعار و هدف غایی این جنبش، تحدید قدرت سیاسی و بستنِ زنجیرِ قانون بر ساختار سیاسی حاکم بر ایران بود. ۲-با اینکه مشروطه‌خواهی در دوره قاجار آغاز شد، اما این بدان معنا نیست که دوره پیش از مشروطه و سراسر تاریخِ ایران، صرفاً با گونه‌ای از استبداد مطلق همراه بود که مشروطه‌خواهان در پیِ تحدید قدرت آن بودند. به گمان دکتر حضرتی، چنین نگاهی به تاریخ ایران نوعی ساده‌سازی است که بخش بزرگی از میراث سیاسی و فرهنگی ایرانیان را نادیده می‌گیرد. به گفته ایشان، در دوره باستان تاریخ ایران، نظام "شاهنشاهی" در ایران حاکم بود که ابداً یک ساختار سیاسی لجام‌گسیخته به شمار نمی‌آمد و گروه‌های اشراف در تصمیم‌گیری‌های مهمی چون عزل و نصب شاهنشاهان، نقش و دخالت داشتند. جلوه بارز این نظم را می‌توان در مجلس مِهستان دوره اشکانیان مشاهده کرد. پس از فروپاشی شاهنشاهی ساسانی و برآمدن تازیان نیز به تدریج الگوی خلیفه-شاهی شکل گرفت که دربردارنده نوعی "دوگانگی" در امر سیاست‌ورزی بود و خلیفه و شاه (امیر، سلطان و غیره) هر یک به شیوه‌های گوناگون، اقتدار یکدیگر را تحدید می‌کردند. پس از یورش مغولان به ایران و سقوط دستگاه خلافت عباسیان بغداد (۶۵۶ق/۱۲۵۸م) نیز نظم نوینی شکل گرفت که دکتر حضرتی از آن ذیل عبارت "میان‌پرده خانیت" یاد کردند. بر پایه گفته ایشان، نظم خانیت نیز لزوماً یک ساختار سیاسی مطلق نبود و سنت‌هایی چون برگزاری نشست "قوریلتای" راهکارهایی برای تحدید قدرت سیاسی به شمار می‌آمدند. با این حال، با قدرت‌گیری صفویان در ایران بود که نظام سیاسی مطلق شاهی شکل گرفت و الگویی از دل این نظام برآمد که قدرت سیاسی را در یک کانون واحد متمرکز می‌کرد. البته این الگو را نباید با نظام پادشاهی مطلقه غربی یکی پنداشت و در واقع این دو الگو، تفاوت‌های بنیادینی با یکدیگر دارند. مشروطه ایران، واکنشی به نظام شاهی مطلق از نوع ایرانی بود. ۳-دوره مشروطه‌خواهی ایرانیان با پارادایم مشروطه‌خواهی در منطقه و جهان همراه بود و نمونه‌های آن را در عثمانی و روسیه می‌بینیم. دکتر حضرتی برخلاف دیدگاه زنده‌یاد سیدجواد طباطبایی، مشروطه‌خواهی ایرانیان را در پیوند نزدیک و عمیق با مشروطه‌خواهی عثمانی می‌دانند و خصوصاً بر نقش و عملکرد کانون‌های سه‌گانه تبریز، باکو و استانبول در این راستا تاکید دارند. در شرح این نکته بایستی خاطرنشان کرد که در سال‌های ۱۸۷۶-۱۸۷۸م دوره مشروطه اول عثمانی را شاهد هستیم که در آن‌، ایرانیان هم تاثیرگذار بودند و هم تاثیرپذیر. در مشروطه دوم عثمانی که در سال ۱۹۰۸م رخ داد و منجر به سقوط سلطان عبدالحمید دوم شد، باز این تاثیر و تاثّر دوطرفه را شاهدیم. سوای جریان مشروطه‌خواهی، در زمینه‌هایی چون تجدّدگرایی و تنظیمات نیز تعامل دوگانه‌ای میان نخبگان دو قلمرو وجود داشت و چهره‌ای چون میرزا ملکم‌خان، شخصیتی خاص در این راستا به شمار می‌آید. ✅ مشروطه دوم عثمانی زمانی رخ داد که در ایران، استبداد صغیر محمّدعلی‌شاهی جریان داشت. با قدرت‌گیری حزب اتّحاد و ترقّی در عثمانی، فضا برای فعالیت احزاب و تشکّل‌ها فراهم شد و از دل این فضا، انجمن سعادت در استانبول به فعالیت پرداخت. انجمن سعادت، مهم‌ترین کانونی بود که آمال و اندیشه‌های ایرانیان را در عثمانی نمایندگی می‌کرد و محل گردهمایی گروهی از تجّار و روشنفکران بود که مدرسه بنا می‌کردند، روزنامه چاپ می‌کردند و کوشش‌های مجاهدان تبریز را به گوش جهانیان می‌رساندند. حتی انجمن سعادت در برهه‌ای حزب اتّحاد و ترقّی را متقاعد کرد که جنگاورانی را به یاری مجاهدان تبریز بفرستد که سعیدبیگ سلماسی از زمره آنان بود و در خوی کشته شد. جنبه دیگر فعالیت اعضای انجمن سعادت، ارتباط ایشان با علمای شیعیِ مقیم عتبات و ترغیب ایشان به پشتیبانی از مشروطه‌خواهان ایرانی بود. در همین راستا، مرحوم آخوند خراسانی، اسدالله مَمقانی/مامَقانی را به نمایندگی از خود به استانبول فرستاد تا با سرکردگان انجمن سعادت گفت‌وگو کند. 🆔@Hassanhazrati50

👍2
August 7, 2024 431 5