زیرساخت های زیستی و مرزهای ساختگی نشت نفت و جنگ علیه زمین نشت نفت به… — انجمن جامعه شناسی ایران | آذربایجان شرقی — TG.ME

زیرساخت های زیستی و مرزهای ساختگی
نشت نفت و جنگ علیه زمین


نشت نفت به سواحل جزیره قشم، در کنار لکه‌های نفتی قابل‌مشاهده از فضا در تنگه هرمز، پرسشی بنیادین پیش می‌کشد: آیا جنگ را فقط با کشته‌گان و زیرساخت‌های ویران‌شده‌ بشری می‌سنجیم؟ به نظر می‌رسد این پرسش لزوم بازتعریف مفهوم «زیرساخت» را مشخص می‌کند.بمب‌ها و موشک‌ها، اهداف استراتژیک مانند پالایشگاه‌ها و نفتکش‌ها را نشانه می‌روند، اما پیامد آن تنها تخریب تأسیسات بشری نیست. «پیامد خاموش» جنگ مثل یک بیماری نهان در حال پیشرفت، بر پیکره زمین، در جریان است و زیرساخت‌های حیاتی‌تری را نشانه می‌گیرد: جنگل‌های حرا، آب‌های ساحلی، و بدنِ موجودات زنده. این‌ها هم زیرساخت هستند؛ شاید کهن ترین و آسیب‌پذیرترین زیرساخت‌های حیات.تعریف رایج از «زیرساخت» به جاده‌ها، پالایشگاه‌ها، لوله‌ها و تأسیسات آبرسانی وبرق محدود می‌شود. اما این نگاه، میراثی از مدرنیته‌ای است که طبیعت را صرفاً «منبع» یا «بستر» می‌دید. اکنون نشت نفت درخلیج‌فارس این خطای شناختی را بیش از گذشته آشکار می‌کند. وقتی نفت، سوختِ تمدنِ مبتنی بر فسیل، به آب‌ها می‌ریزد، به «زیرساختِ زیستی» حمله می‌کند. این زیرساخت شامل زنجیره‌ غذایی از میکروارگانیسم‌ها تا دلفین‌ها و نهنگ‌هاست و آب‌شیرین‌کن‌هایی که معیشت میلیون‌ها نفر به آنها وابسته است؛ و البته شامل خودِ زمین، به‌مثابه‌ یک کلِ به‌هم‌پیوسته. در یک هستی‌شناسی زمینی، زمین نه صرفاً یک کره‌ فیزیکی، که یک «سیستم زنده‌ خودسازمانده» و یک «کلان‌اَبَربدن» (Macro-organisme) تلقی می‌شود که تمام لایه‌های زیستی، زمین‌شناسی، شیمیایی و انسانی در آن به‌مثابه‌ اندام‌های به‌هم‌پیوسته‌ یک پیکر واحد عمل می‌کنند. انسان و طبیعت نه دو امر جدا، که در یک «شبکه‌ زیستی-نشانه‌ای» در هم تنیده‌اند. لکه‌های بزرگ نفتی به عنوان پیامد جنگ، نشان می‌دهد، مفاهیمی مانند مفهومی که ادگار مورن آن را با عنوان «زمین-وطن» (Terre-Patrie) صورتبندی کرده است، نه یک نگاه یا رویکرد بلکه یک ضرورت ملموس هستند. انسان بر اریکه طبیعت تکیه نزده بلکه، فرزندِ درون‌زادِ آن است. جزیره‌ قشم نه یک نقطه، که یک «گره‌گاهِ سیاره‌ای» است؛ زخمِ آن، زخمِ کلِ «بدنِ زمین» است و مرزهای سیاسی را درمی‌نوردد. نه فقط آبهای ایران که گستره‌ای بزرگ از دریا و خشکی‌های پیرامون درگیر این آسیب زیرساخت‌ زیستی شده‌اند. جنگ و صلح، اقتصاد و سیاست، همه باید در راستای سلامتِ این ابرجاندارِ واحد، بازتعریف ‌شوند. بنابراین به نظر می‌رسد، سنجشِ جنگ با «گستره‌ سیاره‌ایِ آسیب» نه یک انتخاب اخلاقی، که یک ضرورتِ علمی و وجودی برای بقای نوع بشر است. «همبستگیِ زیرساخت‌ها» نشان‌می‌دهد که زیرساختِ انسانی و طبیعی در هم تنیده‌اند. زیرساخت نه یک ابژه عینی مستقل در درون مرزها که یک ساختار زیستی وابسته است. حمله به یک نفتکش یا سکوی نفتی، به زنجیره‌ای از فروپاشی‌ها دامن می‌زند: آلودگی آب، مرگ آبزیان، نابودی منابع غذایی، و در نهایت، بحران انسانی در منطقه‌ای از زمین که از مرزبندی‌های انسانی عبور می‌کند. این یک جنگ علیه کلان‌سیستمِ حیات است. جنگ‌ها را سیاست‌مدران شروع می‌کنند اما بر دوش مردم-زمین آوار می‌شود.

نویسنده: سولماز سقلی
تاریخ: مرداد ماه ۱۴۰۵
انجمن جامعه‌شناسی ایران شعبه آذربایجان شرقی
کارگروه محیط زیست

#جنگ
#زیرساخت
#جامعه_شناسی_محیط_زیست
#زمین_وطن
#خلیج_فارس


@ISA_tabriz
@iran_sociology
❤8
August 13, 2026 709 3