ایرج پزشکزاد یک خاطره عجیب از دوران دبستانش نقل میکند. یک روز مدیر… — تحليل رفتار،I❤️TA — TG.ME

ایرج پزشکزاد یک خاطره عجیب از دوران دبستانش نقل میکند. یک روز مدیر مدرسه، بخاطر شیوع کچلی، او و چند دانشآموز تمیز و مرتب را صدا زد، اخراجشان کرد. پدرش فردای آن روز با عصبانیت به مدرسه رفت و گفت: “پسر من که کچل نیست، چرا اخراجش کردید؟” مدیر با خونسردی جواب داد: “میدانم… اما اگر قرار بود کچلها را اخراج کنیم، باید درب مدرسه را میبستیم!” این فقط یک خاطره طنز نیست خلاصهی رفتار خیلی از سیستمهای بیمار است. جایی که فساد آنقدر زیاد میشود که دیگر حذف آدمهای ناسالم ممکن نیست، پس آدمهای سالم حذف میشوند تا “ظاهر نظم” حفظ شود. تلخی ماجرا اینجاست که در چنین ساختارهایی، صداقت کمکم تبدیل به ناهنجاری میشود. جورج اورول جایی نوشته بود: “در زمانهی فریب همگانی، گفتن حقیقت یک عمل انقلابی است.” و شاید خطرناکترین نقطهی هر جامعه همین باشد؛ جایی که برای تعطیل نشدن مدرسه، بچههای سالم را اخراج میکنند… و بعد همه وانمود میکنند همهچیز عادی است ❤️ @ILoveTA.انستیتو تحلیل رفتار

July 31, 2026 700 12