عریانم. عریانم هنوز. در پس سال بلوای اسب ها. در پس استخوان های خرد… — نمیدونم فعلا . — TG.ME

عریانم.
عریانم هنوز.
در پس سال بلوای اسب ها.
در پس استخوان های خرد شده. زیر سم اسبان.
عریانم هنوز.
در زیر سرو خشکیده و این آفتابِ ناپیدا.
دوردست میزبان پرنده‌ای نیست.
خشکیده تاب زمان.
شن های غبار گرفته در زیر سوزش وهم.
بیابانِ گریخته از گورستان.
عطشم نمی‌رسد به پندارِ ریشه.
عجز، عزم مکیدن جانم را سرمشق می‌کند.
خونی برایم نمانده. تهی‌ست تار و پودم.
دهانم
دهانم به انکار عریانی نمی‌چرخد.
🕊6
August 26, 2026 147 3