از اون طرف خیابون متوجهش شدم که به طرف من اومد و وقتی خواست حرف بزنه هر دو کاملا وایساده بودیم. گفت "تا همین دیروز صبح یه حدسهایی در مورد دلیل تکونا، حرفا و رفتارام داشتم، ولی از امروز صبح دیگه نتونستم حدس بزنم چرا چیکار میکنم". اینو گفت و رفت. بیشتر از شصت سال سن داشت، شاید هم هفتاد سال. خوش تیپ بود. موی فر سفید، فر ریز و کوتاه، قد بلند و لاغراندام و رو فرم بود. توی انتظارات من از سن و سالی که اون داشت، تا حالا باید سالها از این نوع درگیریها گذشته باشه، ولی اینکه این درگیری هنوز برای باقیموندهی حافظهت چیزی داره رو کنه، برام جالب بود. واقعا حافظه و مکانیزماش چند لایه دارن؟ الان لایه چندمیم؟ چند لایه دیگه ازش برداشته بشه تموم میشه؟ @hayassi
July 27, 2025 450 1