اینروزها برخی مفاهیم، مدلها، فنون مدیریتی جدید و انواع استاندارها و جوایز مدیریتی با هیاهوی رسانهای، وعده تحول و تأیید مشاوران و مدیران مشهور و در قالب مدهای مدیریتی وارد سازمان میشوند.
گویا پدیده «مدگرایی» از عرصههایی مانند پوشاک و سبک زندگی فراتر رفته و به دانش و عمل مدیریت نیز سرایت کرده است.
چنین مدهایی در «صنعت ایدهها» توسط شبکهای از مشاوران، دانشگاهیان، رسانهها، ناشران، همایشها و چهرههای تأثیرگذار و سلبریتیهای صنعت مشاوره تولید و مشروعیتبخشی میشوند.
خطر اصلی زمانی پدیدار میشود که سازمان بدون ارزیابی تناسب یک مد با فرهنگ، ساختار، منابع و ظرفیت اجرایی خود، صرفاً برای کسب مشروعیت، همگامی با دیگران و کسب اعتبار نمادین از این مدها تقلید کند.
پیروی از این مدها و تلاش برای کسب این جوایز و گواهینامهها نیز به رقابتی نمایشی تبدیل میشود که بیشتر بر ظاهرسازی و ارائه مستندات ساختگی و نحوه ارائه تمرکز دارد تا بهبود واقعی کیفیت خدمات یا محصولات.
بسیاری از سازمانها فقط برای عقبنماندن از قافله در این رقابت شرکت میکنند.
در چنین فضایی، سازمانها بهجای تمرکز بر حل مسائل بنیادین، «مدیریت نمایشی» و «مدیریت ادایی» میشود؛ یعنی سازمان در ظاهر نوآور و مدرن به نظر میرسد، اما در عمل تحول معناداری رخ نمیدهد.
سازمانها نباید مصرفکننده منفعل مدهای مدیریتی باشند.
در اینجا ۱۰ پیشنهاد سیاستی و کاربردی برای مقابله با مدزدگی مدیریتی ارائه میشود؛
۱- تحلیل و ارزیابی مستمر مدهای مدیریتی
پیش از پذیرش هر مفهوم یا مدل جدید، باید آن را بر اساس شواهد علمی و تجربی و میزان تناسب با فرهنگ، ساختار و ظرفیت اجرایی سازمان ارزیابی کرد. مدلهای جدید ابتدا در مقیاس محدود آزمایش و سپس بهصورت مستمر پایش شوند.
۲- آموزش تفکر نقادانه به مدیران و اندیشمندان
دانشگاهها و مراکز آموزش مدیریت باید توانایی مدیران و پژوهشگران را برای تشخیص ادعاهای جذاب اما بیپشتوانه از یافتههای معتبر علمی تقویت کنند تا مدیران گرفتار همرنگی با جماعت و تبعیت کورکورانه از مدها نشوند.
۳- توسعه فرهنگ سازمانی مبتنی بر شواهد
سازمانها و نهادهای علمی باید به جای مشروعیتبخشی غیرانتقادی به مدلهای جدید، میان نوآوری مبتنی بر شواهد و مدهای زودگذر تمایز بگذارند و مدیران را به استفاده از تجربههای گذشته و ارزیابی شواهد تشویق کنند.
۴- تشکیل گروههای پژوهش و توسعه
سازمانها میتوانند گروههایی تخصصی ایجاد کنند که وظیفه آنها رصد، بررسی و تحلیل مفاهیم و مدلهای جدید مدیریتی و ارائه نتایج به تصمیمگیرندگان باشد.
۵- ایجاد نهادهای واسط مستقل و تربیت مشاوران مستقل
برای کاهش تأثیر منافع تجاری و تبلیغاتی، باید نهادهای مستقل ایجاد شوند که مدلهای مدیریتی را پیش از ترویج گسترده ارزیابی کنند و مشاوران بیطرف برای کمک به تصمیم سازمانها تربیت شوند.
۶- توجه جدی به زمینه فرهنگی و اجتماعی
هیچ مدل مدیریتی نباید صرفاً به دلیل موفقیت یا محبوبیت آن در سازمانی دیگر تقلید شود. باید بررسی شود که آیا مدل با زمینه فرهنگی، اجتماعی و سازمانی مقصد سازگار است یا خیر.
۷- ایجاد شبکههای تبادل تجربه و یادگیری از اشتباهات
ایجاد شبکه میان مدیران و پژوهشگران میتواند امکان اشتراک تجربههای واقعیِ موفقیت و شکست در پذیرش و اجرای مدلهای مدیریتی را فراهم کند و مانع تکرار خطاها شود.
۸- کاهش ریسک و سنجش آثار بلندمدت
به جای اجرای کامل و ناگهانی یک مد، باید امکان آزمایش محدود آن فراهم شود و معیارهایی برای ارزیابی آثار بلندمدت آن تعیین گردد. این کار سازمان را در برابر تبلیغات و پروپاگاندای مدهای مدیریتی مقاومتر میکند.
۹- پرهیز از اقدامات نمایشی و تشویق نوآوری پایدار
سازمانها نباید مفاهیم مدیریتی جدید را به الزامات بوروکراتیک و ویترینی تبدیل کنند. در مقابل، باید نوآوریهایی را تشویق کنند که از مسائل و نیازهای واقعی سازمان نشئت گرفتهاند و کارکنان نیز در انتخاب و اجرای آنها مشارکت واقعی داشته باشند.
۱۰- اصلاحات نهادی برای گزارشدهی شفاف و نتیجهمحور
سازمان باید نتایج آزمایش و اجرای مدلهای جدید را بهصورت شفاف مستند و به ذینفعان گزارش کند. همچنین معیار ارزیابی مدیران باید از «میزان تبعیت از مدهای جدید» به «میزان تأثیر واقعی آنها بر عملکرد سازمان» تغییر کند.
مدیران و اندیشمندان نباید مصرفکنندگان منفعل مدهای مدیریتی باشند، بلکه باید خالقان معنا و تجربههای مدیریتی معنادار باشند.
منبع: اصغری صارم، علی و صادقی، زهرا . (۱۴۰۵). تحلیلی نقادانه بر مدزدگی در مطالعات مدیریت و سازمان؛ ارائه چهارچوبی جامع برای ارزیابی مدهای مدیریتی. پژوهشهای مدیریت منابع سازمانی، ۱۶ (۱)، ۱۶۷-۲۰۷.
با «اچ آر یار» همراه باشید.



