این صحنه را برتولد وولتزه در سال ۱۸۷۴ نقاشی کرده است و درون یک واگن قطار اتفاق میافتد. زن جوانی که لباس سیاه پوشیده و ظاهراً عزادار است، نشسته و اشکی بر گونهاش دیده میشود. پشت سر او، مردی مسنتر در حالی که سیگاری در دست دارد، از روی صندلی به سمت او خم شده، وارد حریم شخصیاش شده و او را به گفتوگویی ناخواسته وادار میکند. مسافر دیگری نیز در نزدیکی آنها نشسته و روی خود را برمیگرداند.
وولتزه هیچ گفتوگویی به ما نشان نمیدهد، اما هر حرکت و حالت بدن کاملاً گویاست: مرد طوری رفتار میکند که انگار صرفاً قصد معاشرت دارد، در حالی که حالت جمعشده و عقبکشیدهی زن، داستانی کاملاً متفاوت را روایت میکند.
امروزه، بهویژه پس از جنبش #MeToo، این نقاشی بهشکلی دردناک معاصر به نظر میرسد؛ صحنهای از توجه ناخواسته، نادیده گرفتهشدنِ ناراحتی یک زن و سکوت تماشاگران اطراف.
این، بازآفرینیای با کمک هوش مصنوعی از لحظهای است که هرگز فیلمبرداری نشده است.
رنگروغن روی بوم
@HONARBARTTAR

