برای پیدایش و پرورش انسانهای آفرینشگر، جامعه هیچ کاری نمیتواند انجام دهد. یک نابغهی خلاق را نمیتوان تربیت کرد. برای آموزش خلاقیت مدرسهای وجود ندارد. انسان نابغه دقیقاً کسی است که همهی مدارس و قوانین را به چالش میکشد، از همهی مسیرهای سنتی زندگی روزمره منحرف میشود و در گسترهای که پیشتر دستنیافتنی بوده است، راههای جدیدی میگشاید. نابغه همیشه آموزگار است؛ هیچ گاه شاگرد نیست؛ همیشه سازندهی خود است. او مدیون خیرخواهی صاحبان قدرت نیست. اما در مقابل، حکومت به خوبی میتواند شرایطی ایجاد کند که زحمات یک انسان خلاق را ضایع کند و او را از انجام خدمات مفید برای جامعه بازدارد.