شیرهای آب ایران در آستانه خشکیدن
پنج سال خشکسالی پیاپی، کشور را به لب چشمه آخر رسانده است
نوشته: نیکآهنگ کوثر و علیرضا نادر
فروپاشی محیط زیستی ایران دیگر یک مساله پنهانی نیست که رهبران نادیدهاش بگیرند؛ بحران سر رسیده است و اینجا است، با شتاب پیش میرود و بقای کشور را تهدید میکند. خشکسالی بیسابقه تابستان امسال، که روی دههها سوءمدیریت منطقهای استوار شده، حقیقتی تلخ را آشکار کرده است: منابع آبی ایران تقریباً تمام شده و عمر این سرزمین هم رو به پایان است.
ایران همیشه کشوری کمآب بوده و بهطور میانگین تنها یکسوم بارش جهانی را دریافت میکند. اما در سالهای اخیر اوضاع از بد به فاجعه رسیده و کشور اکنون پنجمین سال خشکسالی پیاپی را تجربه میکند. بحران که تدریجی بهنظر میرسید، امروز به سرعت میتازد.
از ۱۳۸۲ تا ۱۳۹۸، زمانی که جمعیت هنوز زیر ۹۰ میلیون نفر بود و بارندگی بیش از امروز، ایران نزدیک به ۲۱۱ میلیارد مترمکعب آب از دست داد؛ تقریباً دو برابر ظرفیت منابع تجدیدپذیر کنونی. بیشتر این آب برای کشاورزی — اغلب با روشهای ناکارآمد — پمپاژ شد. در سالهای اخیر، با کاهش بارش و افزایش گرما در دوره خشکسالی فشار بر آبهای زیرزمینی تشدید شده است.
در حالی که توجه رسانهها بیشتر روی برنامه هستهای یا جنگهای نیابتی جمهوری اسلامی متمرکز است، تهدید واقعی زیر پای ایرانیان است: ساختار آبی از هم پاشیده. رودخانهها خشکیدهاند، دریاچهها محو شدهاند و آبخوانها در حال فروپاشیاند.
مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری ایران در تیرماه گفت: «بحران آب جدیتر از چیزی است که امروز مطرح میشود. تهران دارد آبش تمام میشود و اگر این روند ادامه یابد، دیگر نمیتوانیم آب شهر را تأمین کنیم.»
امروز بعضی مردم با دبه به خانه اقوام میروند تا آب مورد نیازشان را به خانه بیاورند. فروش پمپ و مخزن ذخیره خانگی بالا رفته و قیمتها دچار جهش شده است. برخی به شمال کشور رفتهاند تا از کمآبی فرار کنند. تهرانیها فعلاً با ترکیبی از ترس و عملگرایی واکنش نشان دادهاند و هنوز اعتراضی در پایتخت رخ نداده است.
اما در سراسر کشور، مردم زیر گرمای طاقتفرسا و ترس از کمبود طولانی آب زندگی میکنند. در شهرهایی مانند نسیمشهر، سبزوار و خمام، اعتراضات خیابانی تازه شکل گرفته است. طی یک دهه گذشته، از خوزستان تا اصفهان، کشاورزان و خانوادههایشان به خیابان آمدند و پرسیدند که چرا رودخانههایشان خشک شده و چاههایشان بیآب مانده است؟بعضی خانوادهها فقط با خرید آب از تانکرهای خصوصی زنده میمانند. پاسخ حکومت اما چه بود؟ گاز اشکآور و گلوله.
با وجود سالها خشکسالی، دولت فقط به راهکارهای موقتی مثل حفر چاههای عمیقتر روی آورده است. پزشکیان خودش گفته: «این بحران با پروژههای پراکنده حل نمیشود» و از لزوم برنامههای منطقهای بر پایه مهندسی، اجرا و آموزش سخن گفته — اما این حرفها روی کاغذ مانده و مخازن به پایینترین سطح تاریخی رسیدهاند.
دولت حتی اعلام کرد که چهارشنبهها در تهران و اطراف تعطیل خواهد بود تا مصرف آب و انرژی کم شود، اما پزشکیان آن را «پوششی» و نه راهحل واقعی دانست و بر اقدام مداوم و منسجم بر پایه پنج اصل تأکید کرد: مهندسی یکپارچه آب-خاک-کشت، آموزش مؤثر، سیاستهای تشویقی، اجرای سختگیرانه قانون و نظارت دائمی.
ذخایر آب زیرزمینی، که روزی شریان حیات کشاورزی و شهرها بود، بیرحمانه تخلیه شده است. امروز در بسیاری مناطق، چاهها جز غبار نمیدهند. زمین فرو مینشیند، محصولات نابود میشوند و روستاها خالی از سکنه میشوند. این فقط خشکسالی طبیعی نیست.
هزاران سال ایرانیان میدانستند نباید بیش از توان طبیعی آبخوان برداشت کنند. این دانش که رمز بقا بود، زیر بار سیاستزدگی و کوتاهبینی نابود شد. امروز نتیجه آن سیاستها را میبینیم: سامانهای که با استثمار پیش میرفت، حالا خودش را به قعر رسانده است.
با خالی شدن آبخوانها، فرونشست زمین آغاز میشود. منافذ خاک که زمانی پر از آب بود، حالا با هوا پر شده و هوا توان تحمل وزن لایههای بالایی را ندارد. این فشردگی به فروپاشی خاک و نشست زمین منجر میشود؛ همان بلایی که امروز بسیاری از شهرهای ایران را تهدید میکند.
فساد قلب بحران آب ایران است، اما مشکل فقط سدسازیهای پر از رانت یا قراردادهای پشت پرده نیست؛ مسئله به نحوه استفاده و هدررفت روزانه آب هم مربوط میشود. وقتی کیپتاون توانست مصرف روزانه را به ۵۰ لیتر برای هر نفر کاهش دهد تا «روز صفر» را عقب بیندازد، چرا مصرف تهرانیها هنوز بالای ۲۵۰ لیتر در روز است — آن هم با کولرهایی که در تابستان دهها لیتر را هدر میدهند؟
شهرهایی مانند تهران بیشتر از ظرفیت منابع خود گسترش یافتهاند. مصرف بیرویه، زیرساختهای فرسوده و رشد بیبرنامه، سامانه را به آستانه فروپاشی رسانده است.
August 8, 2025 958 20