بباید که خونِ سیاوش زمین نبوید نروید گیا روز کین زیرا اگر این خون بر زمین ریزد، همیشه جوشان است و خاک آن را در خود نمیکشد و حتی پس از مرگِ افراسیاب، سالهای سال میماند. «چون اسکندر به سیاوش گرد رسید، همان ساعت برنشست و برفت تا آنجا که گورِ سیاوش بود. چون آنجا رسید پنداشت که بهشت است. بر سرِ خاکِ او رفت. خاکِ او سرخ بود. خونِ تازه دید که میجوشید و در میان آن خونِ گرم، گیاهی برآمده بود سبز.» این سبز، پر سیاوشان است. چون گروی سیاوش را کُشت، خونِ او بر خاک ریخت و گیاهی برآمد همانگه ز خون بدانجا که آن تشت شد سرنگون گیارا دهم من کنونت نشان که خوانی همی خون اسیاوشان و این پرسیاوشان گیاهی است که هرچه آن را بِبُرَند، باز میروید و جانِ تازه میگیرد. این گیاه، نشان زندگیِ پس از مرگ و مداومتِ حیاتِ سیاوش است. -شاهرخمسکوب،سوگِسیاوش
July 9, 2026 1.7K 4