📣
🔵صفت هایی برای توصیف بهتر واژه ی voice:
shrill voice
صدای بلند و گوش خراش
🔸The radio talk shows are filled with shrill voices.
برنامههای گفتگوی رادیویی پر از صداهای گوش خراش است.
gruff voice
صدای خشن
🔸A gruff voice commanded us to enter.
صدای خشنی به ما فرمان ورود داد.
husky voice
صدای بم، جذاب و کمی خش دار
🔸He has the assertive, husky voice and the confident, forthright manner of an athlete.
او صدای قاطع و بم و رفتار مطمئن و رک یک ورزشکار را دارد.
muffled voice
صدای مبهم و ناواضح
🔸Muffled voices could be heard coming from the next room, but I couldn't make out what was being said.
صداهای مبهمی از اتاق کناری به گوش میرسید، اما نمیتوانستم بفهمم چه میگویند.
a trembling/shaking voice
صدای لرزان (به خاطر ترس یا استرس)
🔸He stood up and began to speak in a trembling voice.
از جایش بلند شد و با صدای لرزان شروع به حرف زدن کرد.
a squeaky voice
صدای بلند و زیر
🔸The mouse talks in a little squeaky voice.
موش با صدای کمی جیغ مانند صحبت میکند.
https://t.me/joinchat/AAAAAEhQ_fETkvEkjaeEeQ



