در ادامهی سهشنبه، جلسهی اجباری همهی تیایهاست، و بعدش قراره به Grad Student جدیدمون خوشامد بگیم و شام بخوریم دور هم و بعدش برمیگردم ونکوور. یادم باشه یه حسابکتاب بکنم و بلیت رفتوبرگشتم رو امروز بگیرم.
از هفتهی بعدش هم کلاسهای جهانسازی خودم توی مرکز Continuing Studies دانشگاه شروع میشه که هم ورکبوکش رو آماده کردم، هم اسلایدها رو، باید فقط یه کم تمرین کنم برای کلاسم. اون یکی تیای هم که مال FA 101 Creative Beingـه همون دوشنبه شروع میشه؛ این کلاس کلاً پدر من رو درآورده از پارسال تا حالا، ولی واقعاً دوستش دارم و ضمناً یه جوری باید پول شهریه و کشتی رفتوبرگشت و اجارهی ونکوور-ویکتوریا و همه اینها رو درآورد دیگه. دعا کنید توی نوامبر از آسمون پول بباره فقط.
امیدوارم برای ترم بعد بتونم هم دورهی شخصیتپردازی هم دورهی جهانسازی رو ارائه بدم توی دانشگاه، و کی میدونه، شاید وقتش رو پیدا کنم که با شما هم به اشتراک بذارمشون.
خلاصه که... این بهروزرسانی از زندگی پیشرو، با دفاعی که قراره اپریل انجام بشه و کتابی که واقعاً دوست دارم قبل از پایان تحصیلم جلد یکش رو کامل کنم.
ببینیم آشوب زندگی ما رو به کجا میبره. :)

