(جمله ای منسوب از کارل یونگ)
کارل یونگ میگوید:
خطرناکترین نشانهی روانی،
نه وحشت است،
نه خشم،
و نه حتی اندوه.
گاهی ترسناکترین حالت، بیتفاوتی است؛
وقتی دیگر هیچ چیز برای انسان اهمیت ندارد.
وقتی نه از چیزی خوشحال میشوی،
نه از چیزی ناراحت؛
نه دلت برای کسی تنگ میشود،
نه از رفتن کسی میترسی.
وقتی اتفاقهای خوب،
دیگر شوقت نمیآورند
و اتفاقهای بد،
دیگر اشکت را درنمیآورند.
شاید آرام نشدهای؛
شاید فقط آنقدر خستهای
که دیگر توان احساسکردن نداری.
گاهی ذهن انسان برای محافظت از خودش،
احساسات را خاموش میکند.
این بیحسی ممکن است نتیجهی فشار روانی،
خستگی عاطفی، افسردگی یا تجربههای دردناک باشد.
پس اگر روزی دیدی هیچ چیز تکانت نمیدهد،
خودت را سرزنش نکن؛
از خودت بپرس:
«من واقعاً آرامم،
یا فقط از شدت خستگی
دیگر چیزی احساس نمیکنم؟»
بیتفاوتی همیشه آرامش نیست؛
گاهی صدای خاموشِ روانی است
که مدتها فریاد زده
و کسی آن را نشنیده است.







