از یک لحاظ افلاطون بسیار جلوتر از زمان خویش است. او میپذیرد که اصل تخصصی شدنش در مورد زنان نیز به کار بسته شود امّا کاربردی را رد میکند که وضعیت موجود را توجیه میکند.(۹) طبایع متفاوت در حقیقت باید کارکردهای متفاوتی درون شهر داشته باشند، امّا این استنتاج که زنان و مردان باید نقشهای متفاوتی را ایفا کنند، مانند این است که فقط به مردان تاس اجازه داده شود که پینهدوز باشند و نه به مردان مودار، یا برعکس؛ به دلایل زیادی، بیمعناست که زنان ریش داشته باشند و مردان حامله شوند.(453e2-454e4) نویسندگان متأخر که از این بحث خسته شدهاند که آیا افلاطون از فاشیسم میپرهیزد یا نه، بیخستگی این بحث را مطرح میکنند که آیا وی به فمینیسم رسیده است. جولیا آناس به دو موضوع ایراد میگیرد که به نظر من متکی بر پیشداوری است و نه بر ادراک. یکم، وی اعلام میکند که افلاطون «زنان را صرفاً آبگیری عظیم از منابع میداند که بیاستفاده مانده است» و «تنها» اعتراض وی به انقیاد زنان این است که «تحت شرایط ایدهآل این امر موجب اسراف غیرمنطقی منابع میشود.»([11.1], 183) آناس نتیجه میگیرد که اگرچه افلاطون نگران «تولید صلاح همگانی» است([11.1], 181)، نیمی از جمعیت را منحصراً تأمینکنندهو نه دریافت کننده، وسیله و نه هدف، میداند. این موضوع را نباید به سادگی باور کرد. سقراط تا حدی بهطور مصنوعی این پرسشها را که پیشنهاداتش یا مطلوب هستند از هم متمایز میکند.(456c4-10, 457a3-4) دفاع او از عملی بودنشان، که در بالا خطوطشان ترسیم شد، صراحتاً درباره ی آن چیزی است که طبیعی شمرده میشود(b12-c2) و تلویحا دربارهی آن چیزی است که عادلانه است (گرچه از تعریف او دربارهی عدالت استفاده میشود ونه از اصطلاح «عادلانه»). دفاع او از مطلوبیت آنها صرفاً این است که آموزش ذهنی و جسمانیِ بهترین مردان و زنان ممکن را به وجود میآورد که بزرگترین صلاح شهر است.(456e6-457a2) سقراط چیز بیشتری نمیگوید، بیشک به این دلیل که صرفاً در ذهن خود بهترین شهر را شهری میداند که شهروندانش بهترین باشند(رجوع کنید به 435e1-6 IV.)، برآوری که غریزی است و نه ابزاری. ثانیاً، آناس شکایت میکند که افلاطون کلیشهای مردانه از برتری را با اختصاص بخش بیشتر فصل V به این ادعای «بیربط و مسخره» حفظ میکند که «زنان میتوانند در جنگیدن و سایر مشغولیتهای "نرینه" تقریباً به اندازهی مردان عمل کنند.» ([n. 1], 185)(10) درست است که سقراط توجه خاصی به نقش جدید زنان به عنوان سرباز و ورزشکار میکند(V. 452a7-e3) امّا به این دلیل است که احساس میکند باید با این اعتراض روبهرو شود که چون تمرینات جسمانی برهنه انجام میشود، چنین اقدامی شرمآور و مضحک است(رجوع کنید به 457a6-b3). وی غیر از این حالت هیچ تأکیدی بر آموزش جسمانی بیش از آموزش ذهنی نمیکند(456b8-10, 456e9-457a1)، عملاً کمتر به مشغولیات «نرینه»ای مانند ورزش کردن و سربازی رفتن اشاره میکند تا طب(455e6, 454d2-6)، فرهنگ(e7)، فلسفه (456a4Z) و پاسداری (a7-a8, 457a8). حتا زمانی که افلاطون دربارهی زنان میاندیشد، نافرهیخته نیست.
9. The status quo was certainly repressive, though the orthodoxy of Anna's([10.45], 181-2) needs some qualification in the light of Cohen([11.4], ch. 6).
۱۰. قدمت این شکایت به روسو میرسد: «دیگر نمیدانست با زنها چهکار کند، خود را ناگزیر دید که آنها را به مردان تبدیل کند.»(امیل، فصل ۵) این موضوع در پرایس، ([11.14], 170-1) تکرار میشود.
–همان، فصل ۱۱، افلاطون: اخلاقیات و سیاست و آ.و.پرایس، V ص ۶۷۶، ۶۷۷ و ۶۷۸.
#Philosophy #Feminism #Plato #Aristocles #Socrates
Φανέρωσις