الکسیر | Elixir: post #223 — TG.ME

💢 دوراهی انصراف یا خودکشی (روزنامه‌ی شرق)
✍️ دکتر ریحانه سعیدی (رزیدنت انصرافی اطفال)

قرار شد بنویسم. می‌خواهم از عنوانش شروع کنم، یک جمله ناکامل و بی‌روح! یک تیتر عادی در روزنامه؛
«رزیدنت اطفال به علت فشارهای وارده، بین خودکشی و انصراف؛ انصراف را انتخاب کرد».

تیتری که شاید از آن به راحتی و شبیه سایر خبرهای بد و ناامیدکننده؛ بدون اینکه درکی از آن داشته باشی یا لمسش کرده باشی با یک آهی از سر افسوس رد می‌شوی...

ولی اگر کمی کنجکاوی‌ات را تحریک کرده باشم که کاش کرده باشم، از من می‌پرسی اصلا رزیدنتی چیست؟! یا اگر میان خبرها با این کلمه آشنا شده باشی، کاش برایت این سؤال پیش بیاید که چرا؟! اصلا چرا «خودکشی»؟! اما امیدوارم پایت یک بار به بیمارستان‌های دولتی-آموزشی شهرت باز شده باشد و یکی از ما را دیده باشی! در کنار اینکه سلامتی‌ات را می‌خواهم ولی می‌خواهم به یاد آوری که حتی شاید خشمت از عدم نظم و رسیدگی را سر یکی از همین «مای رزیدنت» خالی کرده باشی... مثلا یک روز بین تعطیلات پشت سر هم که اوقات تفریح است، پایت به بیمارستان کشیده شده باشد و به شما بگویند: متخصص در این روزها فقط در بیمارستان دولتی یافت می‌شه. برو فلان بیمارستان... و آن روز تو ما را دیده باشی که شاید به تو لبخند کجی تحویل بدهیم و بگوییم، بله ما دانشجوی تخصص هستیم ولی متخصص؟ خیر! آیا متخصص مقیمی هست؟خیر! کار ما چه می‌شود خانم/آقای دکتر؟ ما هستیم دیگر، زنده نگه‌تان می‌داریم تا تعطیلی تمام شود و متخصصان از سفرهای خارجه بیایند یا شاید بتوانیم تحقیر پنهان «چرا زنگ زدی؟» را به روی خودمان نیاوریم و از استاد سؤال بپرسیم. این‌جور وقت‌ها ممکن است ۲۰ بار از سر نگرانی بیایی و بگویی چه شد؟ الان چی می‌شه؟

و من به تو هیچ جواب قطعی نتوانم بدهم. رفیق عزیز من! وقتی چهره نگران تو مادر یا پدر را به خاطر می‌آورم که بر سر بالین فرزندت با آن شرایط عدم امکانات اورژانس بیمارستان‌های دولتی شب تا صبح ایستاده‌ای و آن‌قدر خسته هستی که نمی‌توانم تشخیص بدهم حلقه قرمز دور چشمت از سر بی‌خوابی است یا از سر گریه، قلبم درد می‌گیرد. وقتی سر راند رزیدنتی، بر سر بیمارت می‌آییم و تو بالاخره قیافه جدید با روپوش سفید می‌بینی و فکر می‌کنی این دکتر اصلی است و همان متخصص که منتظرش بودی! اما من آرام در گوشت می‌گویم: «صبر داشته باش، این دکتر فقط سال بالایی من است که برای رفع مسئولیت و سرکشی آمده است». شاید بعد گفتن اینها ما را بیشتر به یاد بیاوری! به یاد بیاوری که شب تا صبح، صبح تا شب کنار تو بودیم وقتی حتی شیفت‌های پرستاری عوض می‌شد ما هنوز بودیم. یادم هست مادرانی که با خنده می‌گفتند: «شما هنوز هستین؟! کی می‌خوابین پس؟!»

شرایط رزیدنتی این روزها خیلی سخت‌تر شده است. مفصلش را بخواهی هزار بار نوشته‌اند، کافی است همین عبارت «خودکشی رزیدنت‌ها» را جست‌وجو کنی تا روایت‌ها را بخوانی، تحقیقات را که از حقوق کم و بیگاری و تعداد مریض بالا به علت نبود بیمارستان‌های دولتی غیرآموزشی مجهز به متخصص، تعداد متخصصان جوان بی‌کار که برای یک لقمه نان تمدید طرح کرده‌اند و با چندرغازی ناکافی زندگی می‌کنند... من اما چرا انصراف دادم، گرچه چرایی چیزی که حاجتی به بیان ندارد؛ فی‌الواقع سؤالی بی‌مورد است. شاید سؤال بهتر این باشد که چرا پس با این شرایط هنوز کسی رزیدنت می‌شود؟!

⬅️ ادامه‌ی یادداشت در پست بعدی

🆔 @ElixirPodcast
❤5💔5👍1👎1
June 24, 2024 2.2K 21