▫️وقتی مار دریا طرحش را به ملکه عرضه کرد.
🔹رینیرا پرسید:
💬و برادر ناتنی من چه؟ این شاه اگان دروغین و ایموند خویشاوندکش چه؟ میخواهی آنها را هم ببخشم که تخت مرا دزدیدند و پسرانم را کشتند؟»
🔸لرد کورلیس پاسخ داد:
💬آنها را زنده نگه دار و به دیوار بفرست. بگذار ردای سیاه بپوشند و باقی عمرشان را بین نگهبانان شب بگذرانند و سوگند انزوا بخورند.»
🔹ملکه رینیرا پرسید:
💬«سوگند» برای این پیمان شکنان چه ارزشی دارد؟ وقتی تخت مرا غصب کردند سوگندشان هیچ مشکلی برایشان نداشت.»
_آتش و خون
#HoTD | #fact
🐉@DragonReport















