چند وقت پیش یک سری از فیلمهای تئو آنجلوپولوس رو دانلود کرده بودم که ببینم و امروز برای اولین بار یه فیلم ازش دیدم و اونم همین بود.
واقعا خیلی سخته با کلمات توضیح بدم چقدر این فیلم برام فوقالعاده بود.
مهاجرت و جنگ و جدایی و آدمهایی که مدام مجبور میشن یک چیزی یا کسی رو پشت سرشون جا بذارن. تقریبا هر بار که فکر میکنی شاید بالاخره یه ذره آرامش نصیب این آدمها بشه، تاریخ یه بلای دیگه سرشون میاره.
و بعد موسیقیش؟؟ واقعا انگار آنجلوپولوس تصمیم گرفته بود آدم رو از نظر عاطفی تا آخرین قطره خالی کنه. سه ساعت تمام، تراژدی پشت تراژدی.
کلا اون حس «زندگی ادامه پیدا میکنه، حتی وقتی دیگه نباید ادامه پیدا کنه» رو خیلی خوب به تصویر کشیده بود. آدمها همهچیزشون رو از دست میدن، از هم جدا میشن، جنگ میاد و میره، سالها میگذرن، ولی زندگی به طریقی باز ادامه پیدا میکنه.
فیلم رو ظهر دیدم و کل امروز یه گوشهی ذهنم بود. از اون فیلمهاست که سنگینیشون یه مدت باهات میمونه.
August 22, 2026 1.1K 11