من مال نسلی هستم که بچگیهایمان هنوز پنجزاری (پنج ریالی) توی حساب و کتاب و معاملات روزمره قیمت داشت
بربری یکتومان و پنجزار بود
عمو عیوض بقال محل، یک جور آبنبات میفروخت پنجزار و یکجور بيسکوئيت داشت دو تومان و پنجزار...
نوشابهی شیشهای، گرم پنج تومان و خنک اگر میخواستی پنجتومان و پنجزار...
یک وقتها فکر میکنم مگر ما چقدر زندگی کردهایم؟ چند سال؟ چند صد سال؟
مگر چند اصحاب کهف عمر کردهایم که پولمان نیمدقیانوس هم نمیارزد؟
چقدر عمر کردهایم که پرایدِ چهار میلیونی دیده باشیم،هم ۱۸۰ میلیونی ؟!!
آیا زمان بیشتری لازم نبود برای تبدیل شدن پول به پشگل؟!
برنج، کیسهای یک میلیون.
توی محلِ ما، یکی یک خانهی چهار طبقه ساخت؛ اهل محل دهانشان را پر میکردند میگفتند "یارو میلیونره!"
فقط سیوچند سال از ساخت آن چهار طبقه گذشت. چطور توی سیوچند سال، چهار طبقه جا شد توی یک کیسهی ده کیلویی؟
به نظرم طرف! سوال درستی پرسیده.
با برنج یک میلیونی، فقط یک وعده در روز میشود غذا خورد
او هم میخواسته ببیند "شما ناهار خوردی؟" یا پولاتونو جمع میکنین یه جا شام میخورین؟!
اتصال به پروکسی پرسرعت
@Daysoflifel





