«پابلو پیکاسو»، نقاش اسپانیایی، در جایی گفته است که تا لحظهی زمین نگذاشتن قلمو (منظور پایان کار نقاشی است) نمیدانستهام که قرار است چه بکشم! فارغ از غُلو پنهان در این نقل قول، منظور پیکاسو این است که فارغ از طرح کلی من در کشیدن این نقاشی، این روند امور است که خروجی را تعیین میکند و این یعنی فارغ از برنامهریزیها، نتیجهی نهایی امور از جنس رویدادهاست. در فرایند خلق آثار ادبی نیز هنرمند تنها کلیتی از کار را مدنظر دارد (ساختن / برنامگی) اما روند و سرانجام کار بیشتر از جنس خَلقهایی است که ما اِشراف کلی به نتیجهی نهایی آنها نداریم (یافتن / رویدادگی).
فرایند تحقق کارِ دِل نیز چنین است؛ یک اقدام یاختنی [توامان یافتنی (رویدادگی) و ساختنی (برنامگی)]. و اگرچه ما از یافتن شروع کرده و به ساختن میرسیم اما تاکید ما بر این است که هیچگونه تقدم و تاخر وجودی و رُتبی بین این دو برقرار نیست. اینها دو روی سکهی معنای هستی آدمی هستند. «معنای هستی آدمی» یا «هستی معنادار آدمی» بر این دو پایه استوار است و از حیثهای ماهیتی، وجودی و رتبهای این دو موازی یکدیگر بوده و تقدم و تاخیری در کار نیست.
[از مقدمهی کتاب کار دل / بخش تبیین اولیهی مفهوم خودیاختگی]
- دی داد
___
تصویر: از کلاس غیرحضوری فلسفه کاربردی دوست و دانشجوی گرامیام، جناب آقای "علی محبوبی".
جناب محبوبی، متخصص ارشد نرمافزار با سالها سابقهی فعالیت در مراکز معظم داخلی و خارجی بوده؛ و همچنین بنیانگذار مجموعهی "داربونه"، فعال در عرصهی اقتصاد سبز، هستند.
[ایشان همچنین مدافع توسعهی پایدار با تمرکز بر صیانت از محیط زیست بوده و گامهایی تحقیقاتی در این زمینه برداشتهاند که برای این هموطن توانمند و گرانقدرمان آرزوی کامیابی روزافزون در مسیر کارِ دِلشان دارم.]
___
@DaydaadDotCom
August 20, 2026 135 1