آخرین پیشنهاد صحنه را تغییر دهید دست‌ها روی ماشه است جعفر شیرعلی‌نیا… — در رگِ تاک — TG.ME

آخرین پیشنهاد صحنه را تغییر دهید دست‌ها روی ماشه است جعفر شیرعلی‌نیا بخش اول دی ماه ۱۴۰۱، غلامعلی رشید در سخنانی به جلسه‌ای با حضور قاسم سلیمانی، سه ماه قبل از شهادتش، اشاره کرد و گفت: «حاج قاسم سلیمانی در این جلسه به فرماندهان نیرو‌های مسلح گفت که من به پشتوانه‌ی ستاد سپاه، ستاد ارتش، ستاد کل نیرو‌های مسلح و وزارت دفاع اکنون شش ارتش را بیرون از سرزمین ایران برای شما سازمان‌دهی و کانالی به طول ۱۵۰۰ کیلومتر و عرض ۱۰۰۰ کیلومتر تا سواحل مدیترانه ایجاد کرده‌ام که در درون این کانال، شش لشکر اعتقادی و مردمی به سرمی‌برند و هر دشمنی که بخواهد با انقلاب اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بجنگد، باید از این شش لشکر عبور کند.» او سپس به این شش ارتش پرداخت؛ «یک ارتش در لبنان به نام «حزب‌الله»، دو ارتش در فلسطین اشغالی به نام‌های «حماس» و «جهاد اسلامی»، یک ارتش در عراق به نام «حشدالشعبی»، یک ارتش در یمن به نام «انصارالله» و یک ارتش در سوریه که همین‌ها موجب بازدارندگی برای کشور عزیز ایران شده است.» (خبرگزاری دفاع مقدس؛ ۱۳ دی ۱۴۰۱) هنوز برایم عجیب است که چرا این مسائل را در تریبون‌های عمومی می‌گفتند. فرض کنیم در همان روزها پیشنهادی روی میز ایران قرار می‌گرفت تا ایران در قبال صرف‌نظر از اصرار بر بقای بشار اسد در سوریه و رضایت دادن به ایجاد محدودیت برای حزب‌الله در لبنان و حماس در فلسطین، امتیازات قابل توجهی دریافت کند. پاسخ حکومت ایران چه می‌بود؟ و اگر کسی در ایران تحلیلش این بود که با توجه به شرایط سخت اقتصادی ایران و زخم‌های عمیق در کشور و دشمنان پرتعداد، حفظ این ارتش‌ها ممکن نیست و راهی جز پذیرفتن این پیشنهادات نداریم و ادامه‌ی این روند می‌تواند تبعات خطرناکی داشته باشد، با چه واکنشی مواجه می‌شد؟ به احتمال فراوان گوینده‌ی این سخنان به انواع خیانت‌ها، بی‌سوادی و بی‌غیرتی متهم می‌شد و حتی ممکن بود به مجازات نیز برسد. حقیقت این است که گاهی پیشنهادات ناعادلانه است اما شما چاره‌ای جز پذیرش آن‌ها ندارید. شش ارتشی که قاسم سلیمانی ساخته بود، چه بسا موثرتر از توان موشکی و غنی‌سازی بودند؛ ارتش‌هایی که یک‌به‌یک رو به ضعف گذاشتند. امروز بشار اسدی در قدرت نیست. حزب‌الله لبنان و حماس در وضعیت سختی هستند. به نظر می‌رسد ایران به پایین‌ترین درجه‌ی غنی‌سازی رضایت داده است. جمعی از فرماندهان و دانشمندان هسته‌ای کارآمد ما شهید شده‌اند. بمباران‌های صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها تخریب‌های زیادی را رقم زده است. احتمال فراوانی جاسوس و نفوذی در کشور مثل یک گاز سمی فضاهای ذهنی محیط‌های مختلف کاری را تهدید می‌کند. احتمال اجرای ترورهای وحشیانه‌ از سوی صهیونیست‌ها ارتباطات درون سیستم را تحت تاثیر شدید قرار داده است. ابهام در آینده‌ی دورتر جای خود را به ابهام در آینده‌ی خیلی نزدیک داده است؛ این ابهام دیگر در حد این نیست که تورم و کاهش ارزش پول ملی چقدر خواهد بود؟ در این حد است که آیا ممکن است هر لحظه جنگی ویرانگرتر آغاز شود و یا با یک خرابکاری گسترده، سیستم‌های مختلف مالی یا اداری یا زیرساختی کشور مختل شوند؟ شرایط اقتصادی و انرژی، حتی اگر مانند قبل از جنگ باشد، اوضاع را هر روز شکننده‌تر خواهد کرد. از سوی دیگر به نظر می‌رسد شرایط جنگی بیش از همه نسل‌های جدیدتر را به حاشیه برده است و تریبون‌ها و میدان‌داری‌ها بیش از گذشته به پیرترها تعلق یافته است. همه‌ی این شواهد به ما می‌گوید، ادامه‌ی این روند تبعات بسیار خطرناکی خواهد داشت؛ حتی اگر هیچ جنگی رخ ندهد. اگر مقامات ایرانی شرایط امروز را پیش‌بینی می‌کردند، آیا باز هم برخی پیشنهادهای ناعادلانه‌ی ارائه‌شده در این سال‌ها را رد می‌کردند؟ بیرون از ایران، دست‌ها روی ماشه است؛ دست صهیونیست‌ها روی ماشه‌ی جنگ، جنایتکاری و خرابکاری و دست اروپایی‌ها روی مکانیسم ماشه‌ی برجام. آمریکا هم که جای خود. گرگ‌ها دورمان را گرفته‌اند اما منتظرند تا شاید خودمان از پا در بیاییم و نیازی به حمله نباشد که مبادا کوچک‌ترین زخمی بردارند. صدراعظم آلمان همان روزهای ابتدای جنگ، پس از تشکر از صهیونیست‌ها، ته ماجرا را صریح گفت: «آن‌ها بخش سخت و کثیف کار را به جای همه‌ی ما انجام دادند.» گویا الان زمان خریده‌اند تا مشکلی را که احتمالا ایران برای صنعت نفت ایجاد می‌کند، چاره کنند و صهیونیست‌ها را مجهزتر. ایران عزیز در محاصره‌ی گرگ‌ها فقط مردم نازنینش را دارد. ادامه 👇 https://t.me/jafarshiralinia

Telegramاتاق آینده / شیرعلی‌نیادعوتيد به خواندن درباره آینده ارتباط با مدير كانال: @jafarshiraliniaa
July 2, 2025 351 2