🏳🌈⃟•پنـــاهم بــاش •
#part_23
شورتشو از پاش در اوردم ، پاهاشو باز کردم و اوردم بالا :
_با دستات پاهاتو بالا بگیر و باز نگهشون دار
کاری که گفتم و انجام داد سرمو بین پاهاشو بردم
زبونم و لای ک.ص خیسش کشیدم و همزمان انگشتمو سمت سوراخ با.سنش بردم
همونطور که ک.صشو میخوردم با انگشتم با سوراخِ با.سنش بازی میکردم
ناله هاش بیشتر شد و پاهاشو باز تر کرد چو.چو.لشو بین دندونام گرفتم و فشار محکمی بهش وارد کردم
و دو تا از انگشتهامو وارد سوراخ ک.صش کردم جیغی از درد و لذت کشید و با گریه التماس کرد :
+نمیتونم خودمو نگهدارم بزار بیام التماست میکنم
تنمو بالا کشیدم با انگشتام همچنان تو ک.صش تلمبه میزدم :
_میتونی بیای !
لبامو رو لباش گذاشتم با ولع و خشونت به جون لباش افتادم و سرعت حرکت انگشتامو تو ک.صش بیشتر کردم که آبش با فشار اومد
لبامو از لباش جدا کردم در حالی که نفس نفس میزد لب زد :
_مرسی که اجازه دادی ار.ضا بشم
لبخندی زدم و رو پیشونیش بوسه ای کاشتم :
_یکم بخواب
مخالفت نکرد چشم هاشو بست از روی تنش کنار رفتم پتو روی تن لختش کشیدم
پاکت سیگارمو از روی میز برداشتم خواستم یه نخ در بیارم که گوشیم زنگ خورد
با دیدن اسم خالم پاکت و رو میز پرت کردم گوشی و برداشتم سمت تراس اتاقم رفتم تماس و وصل کردم
+جانم خاله ؟
****
نویسنده : سامیه.م
"کپیممنوع "
December 14, 2023 11.3K 44