پنـــاهم بــاش • #part_22 موهاشو چنگ زدم کشید کشیدمش بالا دم گوشش… — بسته شد❌ — TG.ME

بسته شد❌🏳‍🌈⃟•پنـــاهم بــاش • #part_21 نزدیک تخت شد پاهامو گرفت با گریه گفت: +گوه خوردم ببخشید ... پوزخندی زدم که سریع محکم کوبید رو دهنش و گفت : +ب..بخشید چهار دست و پا روی تخت اومد پایین پام نشست سرشو خم کرد زبونشو روی پام کشید سرشو سمتم خم کرد و شروع کرد…
🏳‍🌈⃟•پنـــاهم بــاش •
#part_22


موهاشو چنگ زدم کشید کشیدمش بالا


دم گوشش زمزمه کردم :
_حق نداری تا من نخواستم ار.ضا بشی!


مهلت جواب دادن بهش ندادم تو یه حرکت کشیدمش زیرم و رو تنش خیمه زدم...



نیم تنه‌شو در اوردم سرمو سمت سینش بردم زبونمو رو نوک صورتیش که سفت شده بود کشیدم

ناله‌ای کرد و پهلومو چنگ زد سینه‌شو به دهن گرفتم و مکش میزدم نوک اون یکی سینه‌شو با انگشت به بازی گرفتم


ناله‌هاش بلند شده بود و بدنش و از لذت تکون میداد ، دستم و از شورتش رد کردم و به ک.ص.ش رسوندم


خیسِ خیس بود انگشت فاکمو لای ک.ص.ش بالا پایین میکردم و دور سوراخش دَوَرانی میچرخوندم


آهی کشید و شونمو چنگ زد
+آ..ه خوا...هش میکنم

گاز محکمی از نوک سینه‌ش گرفتم و قبل اینکه جیغ بزنه دستمو رو دهنش گذاشتم محکم فشار دادم


خیره تو چشم های خمار و پر نیازش نیشخندی زدم :
_هیش آروم حیوون ! نمیخوای که بفهمن داری مثل یه هر.زه زیرم آه و ناله میکنی و جر میخوری هوم!؟


چشم هاشو باز و بسته کرد دستمو برداشتم که نالید:
+ارباب ... التماست میکنم دارم میمیرم...


انگشتمو روی لبش کشیدم :
_ هر.زه‌ی کوچولومون برای ار.ضا شدن التماس میکنه چه اسفناک!


***

نویسنده : سامیه.م
"کپی‌ممنوع "
December 13, 2023 12.2K 38